اقتصاد و فرهنگ در عین حال که به ترتیب مسئله‌ اصلی دولت اسلامی و جامعه‌ اسلامی هستند، در کنار یکدیگر، الگوی کارآمدی از نظام اسلامی را نمایان می‌سازند که نویدبخش ظهور تمدن بین‌المللی اسلامی است.در باب اهمیت دو رکن «فرهنگ» و «اقتصاد» به‌عنوان تکیه‌گاه‌های پیشرفت کشور، خصوصاً در سال جاری که بدین عنوان نام‌گذاری شده است، سخن بسیار رفته است، اما می‌توان از منظری ژرف‌تر به بررسی نسبت این دو حوزه‌ی مهم و به‌طور کلی شعار سال با اهداف کلان و نقشه‌ی راه انقلاب اسلامی پرداخت.

با نیم‌نگاهی به شعارها و گفتمان کلی انقلاب اسلامی و رهبر کبیر آن، حضرت امام خمینی (ره)، روشن می‌‌شود که افق بینش این انقلاب، تحولی «جهانی» و «دُورانی» را مطالبه کرده و می‌کند. تحولی که تعالی نوع بشر را در مسیری که توحید و پیام وحی معین می‌کند، جست‌وجو می‌کند. در هنگامه‌ای که خودبسندگی انسان، گمراهی جوامع بشری را به اوج رسانده بود، پیام توحیدی انقلاب اسلامی، چراغ راه مسیری شد که نویدبخش «احیای فطرت الهی درون انسان» است. با چنین نگرشی، ایستایی انقلاب اسلامی، خود بزرگ‌ترین چالش برای اصل آن به‌شمار می‌آید و حرکت و پویایی آن، لازمه‌ی بقای آن است. اما به کدام سو و از کدام مسیر؟ فهم دقیق این پرسش و پاسخ صحیح به آن، یکی از مهم‌ترین بایسته‌های تداوم حرکت انقلاب اسلامی است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی)، این مسیر را به‌مثابه‌ی یک فرآیند دانسته و می‌فرمایند: «فرآیند تحقق هدف‌های اسلامی، یک فرآیند طولانی و البته دشواری است. به‌طور نسبی انسان به آن اهداف نزدیک می‌شود، اما تحقق آن‌ها بسیار طولانی است.» (بیانات امام خامنه‌ای، 21 آذر 80)از منظر معظم‌له این مسیر، فرآیندی پنج‌مرحله‌ای است که نهایتاً به شکل‌گیری تمدن بین‌المللی اسلامی می‌انجامد. در توضیح این فرآیند، ایشان می‌فرمایند: «ما یک انقلاب اسلامی داشتیم، بعد نظام اسلامی تشکیل دادیم، مرحله‌ی بعد تشکیل دولت اسلامی است، مرحله‌ی بعد تشکیل کشور اسلامی است، مرحله‌ی بعد تشکیل تمدن بین‌الملل اسلامی است.» (بیانات امام خامنه‌ای، 8 شهریور 83) بدین ترتیب هدف مشخص و معین حرکت انقلاب اسلامی، شکل‌گیری تمدن بین‌المللی اسلامی است و در میانه‌ی این راه، گام‌های «1. انقلاب اسلامی، 2. نظام و حکومت اسلامی، 3. دولت اسلامی 4. کشور و جامعه‌ی اسلامی و 5. تمدن بین‌المللی اسلامی» قرار دارد.

با گذشت بیش از چندین سال از ترسیم نقشه‌ی راه فوق برای انقلاب اسلامی توسط رهبر معظم انقلاب، کارآمدی و اثربخشی این مسیر در تحقق اهداف متعالی، روزبه‌روز روشن‌تر می‌شود؛ به‌گونه‌ای که در تعیین جهت‌گیری‌های کلان و مقطعی کشور، برنامه‌ریزی برای حرکت در این مسیر گام‌به‌گام به‌وضوح مشاهده می‌شود. در چند سال اخیر، نام‌گذاری و تعیین شعار سال، عناوینی همچون «اصلاح الگوی مصرف»، «جهاد اقتصادی»، «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی» و «حماسه‌ی اقتصادی» و نیز نام‌گذاری دهه‌ی چهارم به‌عنوان «عدالت و پیشرفت» در مجموع کارآمدسازی نظام اقتصادی اسلام را نوید می‌دهد که در نهایت شکل‌گیری دولت اسلامی را نوید می‌دهد.

لازم به ذکر است هرچند گام تشکیل دولت اسلامی قبل از گام جامعه‌ی اسلامی مطرح شده است، اما این بدان مفهوم نیست که تحقق دومی لزوماً منوط به اتمام مرحله‌ی قبلی است، بلکه با آغاز تلاش برای دولت‌سازی اسلامی، بایستی زمینه را برای حرکتی فرهنگی‌اجتماعی برای جامعه‌سازی اسلامی آماده ساخت.

در مجموع می‌توان گفت مهم‌ترین موضوع امروز پیش روی کارگزاران نظام و نخبگان ایران اسلامی، تحقق «دولت اسلامی» و «جامعه‌ی اسلامی» است. حال با این تفاصیل می‌توان به نسبت نقشه‌ی راه کلی انقلاب اسلامی و هدف سال 1393 پی برد. سال 1393 سالی است که حلقه‌ی سوم و چهارم تمدن‌سازی انقلاب اسلامی با یکدیگر تلاقی یافته‌اند و مأموریت همه‌ی کارگزاران و نخبگان کشور هم‌افزایی و همکاری جهت تحقق هر دو این گام در کنار یکدیگر است. اقتصاد و فرهنگ در عین حال که به ترتیب، مسئله‌ی اصلی دولت اسلامی و جامعه‌ی اسلامی هستند، در کنار یکدیگر الگوی کارآمدی از نظام اسلامی در حوزه‌های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نمایان می‌سازند که چهره‌ای الهام‌بخش در جهان اسلام و نویدبخش ظهور تمدن بین‌المللی اسلامی است.

به تعبیر امام خامنه‌ای، «از این مرحله که عبور کنیم، بعد از آن، دنیای اسلامی است. از کشور اسلامی می‌شود دنیای اسلامی درست کرد. الگو که درست شد، نظایرش در دنیا به وجود می‌آید.» (بیانات امام خامنه‌ای، 12 آذر 79) «وقتی کشور اسلامی پدید آمد، تمدن اسلامی به وجود خواهد آمد؛ آن‌وقت فرهنگ اسلامی فضای عمومی بشریت را فراخواهد گرفت.»

در عین حال، باید مورد تأکید قرار گیرد که برداشتن یک‌باره‌ی این دو گام حساس و راهبردی، نیازمند به‌کارگیری ظرفیت‌های ویژه‌ای است که شاید در حالت عادی بروز و ظهور نیابد. تأکید بر دو عنصر «عزم ملی» و «مدیریت جهادی» می‌تواند اشاره به آن باشد که اولاً دشواری مسیر پیش رو نیازمند اراده‌ای جمعی و اجماعی از سوی همه‌ی نخبگان، کارگزاران و دلسوزان نظام است و ثانیاً برگ برنده‌ای که همواره نظام در مقاطع حساس و دشوار به ان دست یازیده است، یعنی «حرکت و مدیریت جهادی»، این امکان را می‌دهد که این حلقه‌ی وصل فرآیند تمدن‌سازی تکمیل گردد.

در این میان، آنچه می‌تواند به‌کارگیری این عناصر حیاتی را تسهیل کند، بهره‌گیری از ظرفیت عظیم و بی‌همتای نیروی جوان کشور و به تعبیری، نسل سوم انقلاب اسلامی است؛ نسلی که علاوه بر برخورداری از توانمندی جوانی، تربیت‌یافته‌ی نظام اسلامی بوده و اکنون زمان نقش‌آفرینی ویژه‌ی آن فرارسیده است. تأکید امام خامنه‌ای بر حمایت از اقدامات خودجوش جوانان در حوزه‌ی فرهنگ نیز مؤید همین معناست.

با توجه بدان‌ چه مورد بررسی قرار گرفت، مأموریت کلان کشور در سال 93 جایگاه ویژه‌ای در اهداف متعالی انقلاب اسلامی دارد و امید است با عزم و همت مسئولان، نخبگان و عموم امت، حلقه‌ی وصل تمدن‌سازی تکمیل گردد.