تعلق اجتماعی به جامعه به عنوان حسی بالنده میان مردمی که از منافع و سرنوشت مشترک برخوردارند، بسیارحیاتی است و وجود جامعه متضمن علاقه و وابستگی و وفاداری افراد به آن و احساس پیوستگی به  "مای کلی" است. این همان پاسخ عاطفی نسبت به" مای  بزر گتر" است که تجلی عینی آن این است که فرد خود را جزئی از"مای بزر گتر" وجامعه را خانه خود می داند؛ به عبارتی این احساس تعلق اجتماعی است که ریشة تفاوت یک فرد از یک جامعه با افراد جوامع دیگر است و آنچه اساس تمییز یک ایرانی ازغیرایرانی می شود، همین است؛ چراکه در هویت یابی ملی، مردم یک جامعه در این احساس با هم اشتراک دارند و به هم پیوند می خورند

 وابستگی احساسی موجب تقویت و تثبیت همبستگی گروهی می شود؛ زیرا حس تعلق گروهی به عنوان عنصر اساسی و سازنده گروه، زمینه پیوند اعضای گروه و در نتیجه پویایی گروهی را  تضمین می کند. ازآنجا که حس تعلق به کنش اجتماعی افراد جهت میدهد، مسیردوام و توسعه اجتماعی را نیز هموار می کند و ازاینرو هرگونه تضعیف آن موجب تضعیف بنیا نهای اجتماعی میشود. ا زآنجا که کلی ترین "مایی " که فرد به آن تعلق دارد جامعه است، احساس تعلق نسبت به این "ما " شرط بقا و پویایی زندگی اجتماعی است. شرایط اجتماعی از جمله عوامل تأثیرگذار بر افزایش تعلقات اجتماعی است، چراکه شرایط اجتماعی نامتعادل همانند وجود تبعیض و محرومیت میتواند سبب تصور و ادراک منفی درافراد نسبت به جامعه شود که نتیجة این ادراک، نارضایتی اجتماعی و سرخوردگی و بی اعتمادی عمومی است که بر احساس تعلق اجتماعی افراد مؤثر است . همچنین برخورداری از مزایای اجتماعی برابر، برای هر شهروندی لازمه ایفای نقش و حیات اجتماعی اوست؛ زیرا بدین صورت مسیر فرار از تعاملات ملی و محیط اجتماعی مسدود  میشود .باید خاطرنشان کرد ازآنجاکه کمّ و کیف توسعه بر رفتار یکایک افراد جامعه تأثیر دارد،اگر زمانی افراد یک جامعه بین ایفای نقش و برخورداری از مزایا تعادل احساس نکنند وازآنچه حق خود میدانند، محروم بمانند، دچار نارضایتی شده و به زودی ریشه ناکامی های خودرا پیداکرده و به مقابله با آن برمی خیزند. مبارزه با این ناکامی ممکن است به اشکال مختلفی همانند مبازه با نهاد سیاسی و بی اعتنایی سیاسی و کاهش تعلق خاطر به هویت ملی و انزوای اجتماعی یا ترک وطن وغیره جلوه گرشود.

 کاهش حس تعلق خاطر نسبت به جامعه می تواند پیامدهای بسیار مخربی در جامعه داشته باشد از جمله: افزایش میزان مهاجرت، کاهش امید به آینده، انزوای فردی،احساس جدایی و سردرگمی در جامعه، ازخودبیگانگی، گرایش به ارزش های  بیگانه، کاهش احساس امنیت، مخدوش شدن روابط بین حقوق و تکالیف نقش ها، دشوار شدن پیش بینی ها اجتماعی، بی اعتمادی، قانون گریزی، نزول گرایش به نظم، کاهش وفاق اجتماعی و ازبین رفتن انسجام اجتماعی، کاهش انگیزه برای پیشرفت و توسعة جامعه و بسیاری موارد دیگر...

بنابراین، حس تعلق اجتماعی مجموعه عواطفی است که در جریان شکل گیری شخصیت فرد توسط جامعه و جریان جامعه پذیری ایجاد  میشود و عوامل اجتماعی سبب تغییر آن میشود، بنابراین تعلق اجتماعی عبارت است از حس دلبستگی، وابستگی و وفاداری به جامعه که موجب همبستگی بین افراد و ایجاد پیوستگی یا "احساس ما" شده به نحوی که فرد خود را بخش جدایی ناپذیری از جامعه می داند.

تعلق اجتماعی یکی از شاخص های مهم در حوزه  سرمایه اجتماعی است چرا که سرمایه اجتماعی در بر گیرنده مفاهیمی همچون اعتماد، همکاری و همیاری میان اعضای یک جامعه که نظام هدفمندی را شکل می دهند و آنها را به سوی دستیابی به اهداف ارزشمند و مشترک هدایت می کند.

سؤال اینجاست که امروز و برای ارتقاء سطح تعلق اجتماعی در بستر جامعه و در میان عموم مردم که از بدیهی ترین شاخص های سرمایه اجتماعی است، چه راهکارهایی باید پیش بینی شود  و سهم دستگاه ها و نهادهادهای فرهنگی برای تقویت و نهادینه کردن آن چقدر است؟ چرا که یکی از مهمترین پیامدهای آن در جامعه پر رنگ شدن میزان مشارکت های مردمی در جهت حل مشکلات و آسیب های اجتماعی است. چرا که هر قدر احساس تعلق اجتماعی در میان مردم در تناسب با یکدیگر بالاتر باشد به همان میزان سهم مشارکت و همیاری مردم دررویارویی با  مشکلات برای رفع آن  و داشتن جامعه ای امن بیشتر خواهد بود...