به این جمله دقت کنید :  « استخدام یک خانم با  روابط عمومی بالا »

این روزها کافی است قسمت آگهی های استخدام روزنامه های کثیر الانتشار را باز کنید تا با موجی از فراخوان هایی روبرو شوید که با زبان های متفاوت می خواهند دختران و زنان جوان و خوش پوش و با روابط عمومی بالا را برای تصدی شغل مورد نظرشان دعوت کنند. وقتی سخن از روابط عمومی به میان می آید معمولا صبحت کردن با یکدیگر در ذهن انسان تداعی می شود. اما روابط عمومی  چیزی بیش از صحبت کردن است. انسان موجودی است که نیازمند روابط اجتماعی می باشد و بدون حضور در اجتماع هیچ گاه از عهده پاسخگوئی به خواسته های متنوع زندگی خود برنمی آید. بنابراین حضور زنان در جامعه کنونی ما به یک ضرورت اجتماعی برای این قشر از جامعه مبدل شده است و با توجه به مسلمان بودن اکثریت زنان جامعه ما از منظر اسلام هیچ محدودیتی برای حضور زنان در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی قائل نشده است زیرا زنان، رهبران اولیه هدایت فکری، اعتقادی و عاطفی جامعه هستند اما حضور زنان در اجتماع باید  بر محور اصول و آداب و قوانین و روابط خاصی تنظیم شود .

به این جمله دقت کنید :  « استخدام یک خانم با  روابط عمومی بالا »

این روزها کافی است قسمت آگهی های استخدام روزنامه های کثیر الانتشار را باز کنید تا با موجی از فراخوان هایی روبرو شوید که با زبان های متفاوت می خواهند دختران و زنان جوان و خوش پوش و با روابط عمومی بالا را برای تصدی شغل مورد نظرشان دعوت کنند. وقتی سخن از روابط عمومی به میان می آید معمولا صبحت کردن با یکدیگر در ذهن انسان تداعی می شود. اما روابط عمومی  چیزی بیش از صحبت کردن است. وقتی شما در کلاس درس به پرسش، پاسخ می دهید وقتی تشویق می شوید، وقتی درمورد عقاید وافکار دیگران بحث می کنید، باکسی دست می دهید در یک مصاحبه استخدامی شرکت می کنید. در یک جلسه گروهی شرکت می کنید، لباسی را انتخاب می کنید و یا به خرید یک خودرو اقدام می کنید در واقع شما ارتباط برقرار کرده اید و این ارتباط با دیگران از آن جایی که دایما با مردم درارتباط می باشیم باید از روابط اجتماعی قوی برخوردار باشیم وتوانایی برقراری ارتباط با مردم را داشته باشیم  و از انعطاف پذیری بالایی برخوردار باشیم چرا که با افراد گوناگون با آداب ورسوم متفاوت درارتباط می باشیم. توانایی برقراری ارتباط مناسب، قدرت شما را درتبادل نظرات افزایش می دهد. شما در شغل وحرفه خود به موفقیت های بیشتری دست پیدا می کنید. همچنین جذب  مشتری به مهارتهای ارتباطی شما بستگی دارد. بنابر این زیربنا و شالوده موفقیت شما درامررضایتمندی وجذب مشتری برقراری ارتباط متناسب است و این اهمیت روابط عمومی  و ارزش آن  را درمشتری مداری روشن می کند بصورت خلاصه روابط عمومی بالا در یک موسسه مساوی است با پیشبرد اهداف خود.

انسان موجودی است که نیازمند روابط اجتماعی می باشد و بدون حضور در اجتماع هیچ گاه از عهده پاسخگوئی به خواسته های متنوع زندگی خود برنمی آید. بنابراین حضور زنان در جامعه کنونی ما به یک ضرورت اجتماعی برای این قشر از جامعه مبدل شده است و با توجه به مسلمان بودن اکثریت زنان جامعه ما از منظر اسلام هیچ محدودیتی برای حضور زنان در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی قائل نشده است زیرا زنان، رهبران اولیه هدایت فکری، اعتقادی و عاطفی جامعه هستند اما حضور زنان در اجتماع باید  بر محور اصول و آداب و قوانین و روابط خاصی تنظیم شود . بهانه حضور در عرصة فعالیت های اجتماعی جهت تداوم مسئولیت ها نباید باعث انحطاط شأن و منزلت انسانی زنان گردد و بی بندوباری و فساد اخلاقی را دامن زند وباعث فرو پاشی نظام خانواده گردد.

با توسعه شهرنشینی و نیاز مردم به خدمات گوناگون شهرهای بزرگ بتدریج شاهد تکثیر قارچ گونه انواع شرکتهای تولیدی و خدماتی در بخشهای مختلف هستند که به شهروندان خدمات گوناگونی ارائه می دهند. در این میان مشاغلی همچون  منشی گری و فروشندگی به وجود آمده که ارمغان جوامع توسعه یافته و شهری است به طوری که امروزه در یک بخش خصوصی حداقل یک یا تعداد بیشتری از این مشاغل وجود دارد. از بین این همه منشی و فروشنده که هریک در مراکز و موسسات و یا شرکت های مختلفی مشغول به کارند تعداد انگشت شماری از وضعیت خود رضایت دارند و بیشتر آنها گلایه های زیادی دارند که فقط تا حدودی می توان به شفاف سازی آنها پرداخت .اما شرکت ها وموسسات که دنبال سود بیشتر برای خود بودن این استخدام زنان را نیز در جهت سود آوری بیشتر هدف مند کردن و در نوع استخدام خود به دنبال معیارهای بودن و هستند تا افراد بهروری بیشتری داشته باشند .بعضی از این ملاکها را عبارتند از: فعال ،حرفه ای ،آراسته ، روابط عمومی خوب ،عالی ،بسیارعالی .قابل ذکر است که بطور متوسط از هر پنج آگهی استخدامی یک مورد معیار روابط عمومی  را در خود دارد.

 تعریف روابط عمومی

روابط عمومی را حرفه­ای تعریف می کنند که هنر، فن و علم مردمداری است. آن را یکی از اَعمال مدیریت می­خوانند که مدیر به کمک آن افکار عمومی را تجزیه و تحلیل می­کند و برنامه های ارتباطی یک سازمان را تدوین و به اجرا می­گذارد. هنر و خلاقیت در روابط عمومی باید از ویژگیهای زیباشناختی و نوآوری برخوردار باشد. فنون آن ترکیبی از مهارتهای ارتباطات انسانی و نحوه کاربرد فناوری­های ارتباطی و اطلاع رسانی است. روابط عمومی هنری بسیار زیبا و کاربردی با علم و فن بسیار روز آمد است، علمی که به سنجش افکار عمومی می پردازد، هنری که اصول سخنوری را فرا می گیرد، مدیری که مدیریت در روابط عمومی را فرا گرفته است، تحلیلگری که تحلیل محتوای پیام ها و گزارش ها را به خوبی می داند ، خبرنگاری که اصول خبرنگاری را می شناسد و .....

 و خلاصه اینکه علم در روابط عمومی متکی بر یافته های علوم اجتماعی و علوم انسانی است و البته از سایر علوم هم بی نیاز نخواهد بود .

روابط عمومی بالا

اگر روابط عمومی را همان مردمداری بدانیم یک برداشت این است فرد مورد نظر باید مردمدار باشد. ولی وقتی اعلام می شود «با» روابط عمومی بالا آیا مراد از روابط عمومی در اینجا یک نوع ویژگی ذاتی است یا مهارتهای اکتسابی است. جنبه ذاتی، ژنتیکی و مادرزادی است و حالت دوم منظور مهارتهای ارتباطی فردی و اجتماعی است که جنبه یادگیری دارد . یعنی فرد مورد نظر باید توانایی بالایی در ارتباطات روزمره در محیط کار داشته باشد: مانند، گوش دادن، پرسش کردن، فن بیان، ارائه­دادن، وقت شناسی و نظائر این.

در واقع، آنچه از این آگهی­ها مستفاد می­شود قطعا حالتهای اول و دوم نیست، چون هریک از این دو حالت برچسب خاص خود را دارد، به طوری­که معمولا در آگهی­ها به مهارت فن بیان یا تسلط بر تایپ و رایانه جداگانه اشاره و سپس بر روابط عمومیِ بالا هم تأکید می­شود. بنابراین، آیا می­توان تصور کرد که مراد از آگهی دهندگان ارتباطات در محیط کار است که بخشی از آنها از جمله آفتها و آسیبهای روابط عمومی هم محسوب می­شوند. که شامل توان مردم فریبی، طنّازی، چرب زبانی و چاپلوسی، دروغ گویی، چاخان ، داشتن جذابه های جنسی و خلاصه انواع.شگردها و حقه­های ارتباطی این چنینی است؟ اگر اینها نیست پس چیست؟

منافع کارفرما ونیروی کار از روابط عمومی بالا

از نظر کارفرما که یک خانم رو استخدام می کند اگر اهداف خاص یا سوء استفاده را دنبال نکند آنگاه    :

۱- برای سود بیشتر استخدام یک خانم «با روابط عمومی بالا» لازم است. سود افزایش می یابد و خانم محترم زودتربه کارفرما و همکاران خود اعتماد میکند .

۲- مشاغلی که مستقیما با مشتری سرو کار دارد باید به هر تقدیری جذاب باشد. از این رو برای جذب خانم ها در مشاغلی که با مشتری ارتباط مستقیم دارند، حتی رقابت هم شکل می گیرد. یعنی هر چه خانم محترم از روابط عمومی بالاتری برخورد دار باشد کارفرما برای نگهداشتن این روابط عمومی بیشتر تلاش کرده و در مرحله اول انگیزه اقتصادی بهترین گزینه است .

ازنظر نیروی کار وقتی توسط یک کارفرما استخدام می شوم :

۱- نرخ بیکاری زنان دو برابر مردان است. از سویی نرخ ورودی به دانشگاه ها نیز برای زنان بیشتر است. در نتیجه رقابت زنان برای پیدا کردن شغل با یکدیگر و بعد هم با مردها افزایش می یابد.  پس زنان تعداد بشتری از مشاغل را اشغال کرده و در نبرد با مردان پیروز خواهند شد (تفکر مرد ستیزی) و هم منزلت اجتماعی پیدا می کند .

۲- نوع انگیزه زنان نیز با مردان متفاوت است. انگیزه اولیه خانم ها برای انتخاب شغل، حضور در جامعه است. با این توصیف نفس حضور او در جامعه یک امتیاز برای زندگی آینده  تلقی می شود. پس به هر قیمتی باید شاغل باشم .

۳- در چنین شرایطی اولاً قدرت انتخاب و بعد هم قدرت چانه زنی او پائین می آید. پس به دو دلیل انگیزه غیر مالی و رقابت با دیگران، نرخ دستمزد پائین تری را هم مطالبه می کنند.

نتیجه اینکه؛

۱- به دلیل تقاضای بیشترکارفرما  و دستمزد کمتر،  . حضور دختران را حتی در تعمیرگاه های خودرو و رانندگی کامیون و ... هم شاهدیم.

۲-زنها حاضرند برای رقابت با مردها و دیگر خانم ها حقوق کمتری را دریافت کنند. پس بیشتر به کار گرفته می شوند.

۳- سود کاسب با حضور این دخترکان جذاب بالاتر رفته و در نهایت دستمزد بیشتری می گیرند و همین باعث میشود این شغل برای خانمها جذاب تر شود.

در نهایت اینکه مشاغل با روابط عمومی بالا، هر روز توسعه می یابد و الگوی کار زنان در جامعه و الگوی حضور اجتماعی و سبک رفتاری و زندگی آنها در جامعه نیز تغییر می کنند. طبیعی است که در این روند، نهاد خانواده را نیز به شدت تغییر شکل و ماهیت داده و از جایگاه سنتی خود خارج میکند.

خطرات حضور زنان با روابط عمومی بالا

جذب زنان و دختران جوان به مشاغل بی اهمیت از جمله دغدغه های امروز جامعه ماست. ‌بسیاری از شرکت‌ها و محیط‌های تجاری خصوصی در برهه کنونی با تأثیرپذیری عموماً ناخودآگاه از اندیشه‌های اروپایی- آمریکایی نسبت به طبقه زنان و دختران، ‌پا در وادی خطرناکی گذاشته‌‌اند که گسترش و تداوم آن، ‌کرامت و شخصیت اجتماعی زنان ایرانی را که همواره در طول تاریخ زبانزد خاص و عام بوده، ‌خدشه‌دار می‌کند.

رویکرد ابزاری به زنان در شرکت های خصوصی در حالی انجام می شود که به رغم برخی از طرح های ضربتی نیروی انتظامی علیه بد حجابی در محیط های کار، پیگیری این مشکل از سوی نیروی انتظامی تداوم پیدا نکرده است و این مشکل همواره در محیط های کاری کشور به چشم می خورد. در این میان با توجه به نقش مخرب دیدگاه ابزاری به زنان در محیط های کاری، این وظیفه مسئولان کشور است که بهبود این شرایط را در اولویت های کاری خود قرار دهند تا دیگر دختران و زنان جامعه ما به بهانه کار بدون رعایت ارزش هایی چون عفاف و حجاب در مراکز خصوص به کار گرفته نشوند و این گونه بنیان های خانواده در کشوری که آموزه های اسلامی مهم ترین شاخصه اش است، به تزلزل نیفتد.

متاسفانه امروزه بسیاری از سودجویان با سوء استفاده از چنین شرایطی بهره برداری های زیادی را از زنان در محیط کار انجام می دهند و برخی از زنان نیز تنها به دلیل نیاز مالی مجبور به تحمل شرایط هستند.

‌علاوه بر آن نباید از این نکته مهم غافل بود که اتاق فکر جنگ نرم علیه ایران و کشورهای در حال توسعه - به‌ویژه کشورهای شرقی و اسلامی - برای کشاندن یک جامعه به سمت انحطاط، ‌در نخستین شلیک نرم خود، ‌زنان و دختران آن جامعه را هدف قرار می‌دهند. ‌جنگ نرم را اگر جدی نگیریم، ‌جنگ نرم ما را جدی می‌گیرد!

غرب و اشتغال

 پی‌‌یر بوردیو به عنوان یکی از تاثیرگذارترین جامعه شناسان سال های اخیر شناخته می شود. آراء و نظریه های او به طور گسترده ای مورد بحث و نقد و حتی نفی ـ یا تکه تکه شدن ـ قرار گرفته است.

نظریه بوردیو دارای چند مفهوم کلیدی است. یکی از این مفاهیم کانونی، همانا شکل های متفاوت سرمایه از جمله: "سرمایه فرهنگی، سرمایه سمبولیک، سرمایه اقتصادی و سرمایه اجتماعی" است. این نظریه همچنین مفاهیمی مانند "میدان"، "خشونت سمبولیک" و "خصلت"  را عرضه کرده است. بوردیو سرمایه ی فرهنگی را در سه صورتبندی: "تجسم یافته"، "عینیت یافته" و "نهادینه شده توصیف می کند. «جنسیت» یک موضوع مرکزی در اندیشه و استدلال بوردیو است. او مفهوم لوی-اشتراوس از جنسیت را به عنوان اصلی ترین تقابل دوگانه ی سمبولیک، واژگون می کند و آن را از شکل یک نظریه ایده آلیستی به صورت یک طرح زمینی و الگوی عینی (ماتریالیستی) در می آورد. علاوه بر این، بسیاری از فمینیست ها نظریه بوردیو را برای توضیح جایگاه فرودست زنان در جوامع معاصر غربی به کار می گیرند و پیوستگی های معینی بین این دو اندیشه می بینند.

در توضیح بوردیو در مورد نابرابری، مفهوم «خصلت» جایگاه مرکزی دارد. صورت های مختلف سرمایه ی فرهنگی، که نهایتاَ ریشه در مالکیت سرمایه ی اقتصادی دارند، وابسته به بازتولید سلسله مراتب اجتماعی هستند و طبیعت خودسرانه شان را پنهان می سازند. به این ترتیب استفاده ی بوردیو از مفهوم خصلت، باز می گردد به "حالتی کلی و دیرپا که کنش و عمل یک فرد در تمامی حوزه ی زندگی اش را پوشش می دهد." این به نوعی احیای استفاده از مفهوم کلاسیک خصلت است که پیش از این توسط نظریه پردازانی مانند وبر و دورکهایم به کار برده شد. به این ترتیب برای بوردیو خصلت، باز می گردد به آن حالت هایی که ایجاد کننده ی "اعمال، ادراکات و رفتارهایی که آگاهانه توسط قوانین، هماهنگ یا رهبری نمی شوند ولی با این حال آن قدر عادی هستند که سازگار تلقی می شوند و با نُرم ها و هنجارها مطابقت دارند. حالت هایی که واسطه میان عاملیت و ساختار هستند و نقش شان هم انگیزه عمل بودن است و هم زمینه ای برای آن بودن.

خصلت، برای یک سوژه دریافت کننده عبارت است از بازنمایی اصیل جهان پیرامون و یا شبکه ای از معناها که خود سازنده آن بوده است. پس خصلت، هم مجموعه ای از گرایش ها و تمایلات تجسم یافته است و هم مکانیسمی که ممکن است باعث تشخیص اشتباه روابط قدرت شود. خصلت، فرهنگ است. با سازگاری خصلت با هنجارها، نابرابری می تواند طبیعی به نظر برسد و نابرابری های اجتماعی توسط تکرار آرام عمل به صورت قانون دربیایند.

. خصلت، با قدرت و توانایی تشکیل میدانی که خود از آن برخاسته است، هم جبری است و هم تولید کننده و سازنده. بوردیو به درستی «خصلت» را مؤلفه ای جنسیتی در نظر می گیرد و چنین استدلال می کند که جنسیت عبارت است از "خصلت با خصوصیت و کاراکتر جنسی که در نوع رفتار جسمی، تجسم می یابد". طبق نظر بوردیو این یک تخالف نامتقارن است و همین است که دیالکتیک بنیادی و مرکزی طبقه بندی و عمل ما در جهان را تشکیل می دهد. وی مشخصاَ می نویسد که: "نظم اجتماعی به صورت یک ماشین بزرگ سمبولیک عمل می کند. ماشینی که گرایش به تصویب سلطه مردانه دارد و در واقع روی این سلطه مردانه بنیاد گذاشته شده. این نظم اجتماعی عبارت است از تقسیم جنسی کار."

جنسیت، آن گونه که توسط بوردیو مطرح می شود، همه ی شکل های دیگر سرمایه را در بر می گیرد. جنسیت به ما می گوید که چگونه همه ی ما زندگی و احساس خود بودن را تجربه می کنیم. احساس جنسیت به طور اجتماعی ساخته می شود و خصلت های متفاوت جنسیتی تولید می کند. جنسیت نقش مهمی در اجتماعی شدن افراد بازی می کند، به این ترتیب که فرد، رفتار مناسب جنسیتی و ارزش های بیرونی را درونی می کند. این گرایش با انتخاب رشته ی دانشگاهی ادامه پیدا می کند و با اینکه دختران در مدرسه از پسران پیشی می گیرند ولی تمرکز زنان بیشتر روی علوم اجتماعی و انسانی و هنر است در حالی که مردان رشته های "سخت و دشوار" را انتخاب می کنند. زنان به طور مداوم وارد رشته هایی در بازار کار می شوند که دارای "ارزش پایین تری" هستند و این امر تبعات مهمی برای آینده شغلی آنها و رفاه مالی شان دارد

آن اوکلی (۱۹۴۴- اکنون  فمینیست موج دوم ـ  دارای نظریات در مورد خانواده، تقسیم کار جنسی و خصوصا نقش مادری)  نشان داد که زنان، هنگامی که در بازار کار وارد شدند، تمایل به شغل هایی داشتند که دنباله ی نقش "سنتی" آنها یعنی پرستاری و مراقبت از دیگران بود، شغل هایی مانند مددکاری، معلمی، پرستاری، و غیره. روندی که تا امروز هم ادامه دارد. این مشاغل کم درآمد، پاره وقت و نامطمئن و موقتی، به «زنانه شدن فقر» یاری رسانده است. اگر نتایج و دلایل پژوهش اوکلی در «زنانه شدن فقر» واقعیت داشته باشد پس به چه دلیل زنان هنوز به این نوع مشاغل رغبت نشان می دهند؟ اگر ما این طور تئوریزه کنیم که زنان هنگام جستجوی کار، از سرمایه ی جنسیتی شان استفاده می کنند یا انتخاب رشته ی تحصیلی شان را بر آن اساس انجام می دهند، آن وقت شاید عقلانی و منطقی است که آنها بدنبال مشاغلی باشند که از نظر اجتماعی قابل قبول، درونی شده و باورپذیر هستند.

زن شاغلی که شغل او خصوصیات و کاراکتر قوی می طلبد ممکن است با مخالفت و تقبیح مردان و زنان دیگر رو به رو شود چون او را به عنوان موجودی از نظر جنسی خنثا و غیرزنانه در نظر می گیرند. ترس از چنین برخوردی، بسیاری از زنان را نسبت به دنبال کردن شغل های "مردانه" دلسرد می کند و این یکی از دلایل اصلی است که هنوز نشانه ای از برابری شغلی به چشم نمی خورد.

در حالی که برخی زنان ممکن است با پرداختن به زیبایی شان، روی هویت های جنسیتی خودشان سرمایه گذاری کنند . استراتژی سرمایه گذاری زنان روی موضوع زیبایی، توسط تعلق طبقاتی آنها و نژادشان تحت الشعاع قرار می گیرد. "امکان دارد که به کار آرایشی و زیبایی – همانند کارهای منشی گری – به عنوان نوعی از کار "زنانه" نگریسته شود که مجرای تنفسی است برای دختران متعلق به طبقه کارگر. کاری که البته هنوز مایه ی کسر شان دختران متعلق به طبقه متوسط نشده است. بنابراین زنان هم از همان امکانات مردان برای تبدیل سرمایه ی فرهنگی شان برخوردارند ولی با این حال ارزش سرمایه ی زنان به اندازه سرمایه ی مردان نیست و اغلب نیز به سرمایه ی همسر یا همراه مردشان پیوسته است. این جنبه از جنسیت است که مرا به موافقت با نظر لابرگ هدایت می کند که مبتنی است بر این که به جنسیت باید به عنوان سرمایه ی تجسم و عینیت یافته نگریسته شود و با این که جنسیت، عینیت یافته است ولی قابل تبدیل هم هست. به یاد آوریم که "عادات و نظم جنسیتی همانند منابع قدرت عمل می کنند"

سخن آخر

رهبر معظم انقلاب ضمن اشاره به اینکه منشی‌گری زنان اغلب با تسلط مردانه همراه بوده است ، با منشی شدن زنان و دختران مخالفت داشته و می‌فرمایند:

جاذبه جنسی یکی از بزرگ‌ترین دام‌هاست؛ مراقب باشید! من با کسانی که به‌عنوان به‌ کارگیری زن، منشی زن استخدام می‌کنند، مخالفم. زنان در دستگاه‌ها مختلف این همه کارهای خوب دارند انجام می‌دهند و مدیریت‌های خیلی خوب انجام می‌دهند. بزرگ‌ترین مشکل هم آن حالت سیطره مردانه بر زن است. این را به‌خصوص زن‌ها بیشتر باید بدانند. و لا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض؛ در قرآن می‌گوید، برای اینکه مرد ـ که جنس متجاوز و شروع‌کننده است ـ قدرت پیدا نکند، زن نباید در مقابل او خضوع کند؛ خضوع در زبان و سخن گفتن. می‌بینیم این‌ها اسرار است و در این‌ها رازهای بزرگ هست؛ اما ما متأسفانه همین‌طور غافل از این‌ها عبور می‌کنیم و نمی‌فهمیم. ابزار، یعنی وسیله مردم برای رفتن به‌سمت گناه؛ آن حالت تجاوزطلبی و افزون‌ خواهی و اقدام و ابتکار اوست؛ ابزار زن و کمک زن در رفتن به‌سمت گناه، حالت وادادگی و خضوع و تواضع اوست؛ لذا تکبر حرام است؛ اما برای زن‌ها در مقابل مرد بیگانه، جزو چیزهایی ممدوح است که متکبر باشند. این حالت در بعضی از مشاغل به کلی از بین می‌رود؛ مثل همین منشی‌گری و مستخدم بودن زن. غیر از تسلط مردانه، چنین حالتی وجود ندارد. در منشی‌گری، ازاین‌قبیل وجود دارد .

پیشنهاد

پس بهتر آن است که از یک طرف دختران و زنان جوان ضمن حفظ هوشیاری در شرایط مختلف زمینه را برای بروز این نوع معضل‌ها فراهم نکنند و از طرف دیگر مسؤولین در قیل و قال مسائل کشور و هیاهوی مشکلات، ‌توجهی مستمر و ویژه به مسائل ‌این قشر بخصوص اشتغال داشته باشند.