خانم دکتر فرهانی گفت این منظره ای که از تهران در مقابل ساختمان دانشکده مدیریت علوم تحقیقات می بینید را توصیف کنید و بگویید چه چیزی می بینید؟

آنچه که از دامنه ی کوه علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی می توانیم ببینیم :

تو این زاویه ی 120 درجه در نگاه اول شهر تهران دیده می شه در یک نمای پهن از بالا. ساختمان خانه ها و بنگاه های اداری و تجاری تقریبا همگی به رنگ خاکستری تیره تو یک سطح افقی پهن شده اند. البته از این میان بعضی قد بلندی کرده اند و شاخ و شونه می کشند. برج میلاد مثل یک علم بلند شده و خودشو نماد این شهر شلوغ می دونه و با پر رویی فریاد "هل من رقیب" سر میده. آهنگ زیر و دور از آشوب شهر دیده و شنیده میشه.

در فضای بالای این موجودات بتنی یک لایه ی خاکستری از هوای مورد تنفس دیده میشه که بعضی وقت ها که باد وزیدنش می گیره رنگ این خاکستری به اندکی قهوه ای می گراید. اما بالای آن آسمان آبی بی حالی است که هر چند کم رنگ است اما نوید امید و زندگی است.

در میان این توده ها هر از چند گاهی چراغ های چشمک زنی هستند که نشانه هایی از حرکت و حیات هستند. هواپیما ، ماشین ، دکل های انتقال اطلاعات و ... . هرچه روز رو مرگ می رود این چراغ ها بیشتر خود نمایی می کنند. تازه رفقای دیگری هم به آن ها اضافه می شوند. چزاغ خانه ها ، مغازه ها ، خیابان ها ... وجه مشترک همه ی اینها وجود حیات است و حرکت است. اما اثری از چراغ های حیات فرشتگان نیست. در آسمان بلند هیچ ستاره ای نیست. باز جای شکرش باقیست ، ماه هست.