درغالب مدیریت سازمان، موفقیت نهایی و حتی گاهی بقای آن به میزان توانایی برنامه ریزان در ایجاد نوآوری و به کارگیری فکرهای نو بستگی دارد. مهمترین دلیل نیاز به خلاقیت و نوآوری بروز مشکل است. حل مشکل به دو شیوه حل عقلایی و حل خلاقانه، میسر است و یکی از چالشها و وظایف خطیر مدیران ایجاد یک نظام حمایتی برای پرورش نوآوری است. اجمالا" اصول مدیریت برای نوآوری بدین شرح اند: جداسازی افراد از یکدیگر و جورکردن افراد باهم، نظارت و گوشزد کردن و درنهایت پاداش دادن به افرادی که چندین نقش را ایفا می کنند.

موانع ذهنی خلاقیت: انسدادهای ادراکی موانع ذهنی خلاقیت هستند که بطورخلاصه ومثمرثمر چهار نوع از انسدادهای ادراکی را در زیر می بینیم:

1.      ثبات: برخی اوقات خلاقیت را از بین می برد. و نمونه از انسدادهای ادراکی مبتنی بر ثبات تفکر عمودی و فقط استفاده از یک زبان تفکر است.
!
دومین نماد از انسداد ادراکی استفاده از یک زبان فکر کردن است. زبانهای نمادین (ریاضیات)، تصورات حسی، احساسات و عواطف و تصورات بررسی که هرقدر بیشتری دراختیار حل کنندگان مشکل قرار می گیرد، راه حلهای آنان بهتر و خلاق تر خواهدبود

2.       تعهد: به محض اینکه افراد به یک نقطه نظر خاص تعریف، یا راه حل متعهد می شوند، محتمل می شوند که آن تعهد را پیگیری کنند. دوگونه ای از تعهد که انسدادهای ادراکی را باعث می شود، کلیشه سازی مبتنی بر تجربه گذشته و نادیده گرفتن مشترکات است.
دومین تجلی انسداد ادراکی مبتنی بر تعهد، شکست در شناسایی شباهتها میان قطعات به ظاهر ناهمگون داده ها است. یعنی فرد ناتوان در ایجاد ارتباطات، شناسایی موضوعها، یا درک مشترکات می شود، توانایی در یافتن یک تعریف یا راه حل برای دو مشکلی که به نظر غیرمشابه می آیند یکی از ویژگیهای افراد خلاق است

3.      تراکم: انسدادهای ادراکی درنتیجه تراکم و تلخیص اندیشه‌ها رخ می‌دهد.!

4.      بی خیالی: بعضی از انسدادهای ادراکی به دلیل ترس، ناامنی و یا عدم کنجکاوی و جهت گیری در مقابل فکر کردن استموفق باشید                               .