ایران سرزمین جشن های فراواناست. سرزمین فرهنگی ما یعنی فلات ایران از سه کلان فرهنگ برخوردار است:

1.        فرهنگ بومی (ملی، محلی، ایرانی، قومی و  ...)

2.      فرهنگ دینی (ادیان ابتدایی و قدیم، زُروانی، میترایی، زرتشتی، اسلام سنی و بالاخره اسلام شیعی [امامی صفوی])

3.      فرهنگ مدرن (تجدد، امروزی، توسعه و پیشرفت، غربی، جهانی)



هم فرهنگ اسلامی و هم فرهنگ مدرن از غرب ایران وارد سرزمین ایران و فرهنگ های بومی آن شدند و آثاری چشمگیر پدید آوردند. در هر یک از این سه فرهنگ هستند کسانی که قصد آن دارند که آن دو دیگر را از میدان به در کنند ولی بخواهیم یا نخواهیم و موافق باشیم یا نباشیم هیچ یک از اینها در زمانی کمتر از صدها سال از میان ما رفتنی نخواهند بود. برخی وجود این سه را یک معضل و پیچیدگی در هنگام تعارضات فرهنگی قلمداد می کنند ولی چرا از همین گوناگونی استفاده نشود تا از امتیازات آن مردم و فرهنگ بهره و سودی بیشتر ببرند؟! یکی از امکان هایی که ایران دارد امکان معرفی «ایران به عنوان سرزمین جشن و شادی» است تا این چهره جانشین چهره نظامی گری و اتمی ایران در رسانه های خارجی شده و امکان های بهتری را در نظام بین الملل برای ایران فراهم آورد و افزون بر آن فضایی شادتر در داخل افسرده و نژند سرزمین های ایرانی ایجاد کند. فضایی که از یک سو وزارت بهداشت از تعداد بیماران روانی و از سویی دیگر فعالان حوزه های فرهنگی- اجتماعی نسبت به نامناسب بودن آن هشدارهایی تکان دهنده داده اند.

هر یک از سه فرهنگ یاد شده دارای روزهایی شاد و جشن هایی هستند که اگر جمع جبری آنها را در نظر بگیریم علاوه بر عید جمعه که عید هفتگی مسلمانان است شماری از جشن ها را پیش رو خواهیم داشت که کمتر کشوری از آن برخوردار است. جشن های مهرگان، آبانگان و آذرگان و جشن سده و نوروز و فراوان جشن های خجسته ایرانیان که همه از فرهی و فرهنگی والا و پاک برخوردارند و همین طور جشن های اسلامی که بر همه ایرانیان آشنا هستند. و همین طور جشن های جهانی و مدرن که فرهنگ حکومتی و رسانه های رسمی ما اغلب همچون فرهنگ ملی و بومی به آن بی توجهی ای ناخوشایند دارد. جمع جبری این جشن ها و استفاده از آنها می تواند تعداد این جشن ها را تا 100 جشن در سال برساند که یادکرد آنها خود شادی بخش و شیرین خواهد بود. و اگر همین روالی که بوده را ادامه دهیم، شاهد این هستیم که مردم جشن ها را به دو دسته جشن های دولتی و مردمی تقسیم می کنند که نمونه بارز آن را در جشن های نوروزی در سال های ابتدایی انقلاب 1357و جشن چهارشنبه سوران در پایان سال داشته ایم و گاه رفتارهایی هزینه ساز برای فرهنگ و جامعه و اقتصاد خواهیم داشت و شکاف حاکمیت و ملت را خواهد افزود.

هر یک از این جشن ها فلسفه و چرایی ای نیک داشته اند و اگر به معنا و مفهوم آن توجه شود همه الاهی و کمال بخش خواهند بود. برای مثال جشن مهرگان که از 16 تا 22 مهر (16 مهر برای همگان و 22 مهر برای بزرگان) برگزار می شود، جشنی است که بر وفای بر عهد و پیمان و مهر میان انسانها تأکید دارد و در گذشته اهمیتی در اندازه نوروزگان داشته است. به هر روی، اکنون که در آغاز جشن مهرگانیم سه مقاله برتر را در 80 سال گذشته درباره جشن مهرگان  انتخاب کرده ام که تقدیم می کنم و دوستان می توانند متن هر یک را به طور مستقیم از همین جا دریافت کنند:

- نگاهی به جشن ملی مهرگان، دکتر ناصر تکمیل همایون، 1390، 9 صفحه. استاد در پایان مقاله پیشنهاد داده اند تا جشن مهرگان که هفت روز از 16 تا 22 مهر ماه برگزار می شود «با توجه به داستان های پیروزی کاوه بر ضحاک (مردم بر استبداد) که در مهرگان یاد شده این هفته، هفته  مردمسالاری نام نهاده شود»؛ باشد که فرادستان بر پیمانی که با فرودستان داشتند بر جا باشند.

- فرآیند برگزاری جشن مهرگان در قرون نخستین اسلامی، دکتر سید اصغر محمودآبادی (دانشیار دانشگاه اصفهان) و دکتر علی اکبر عباسی، 1387، 25 صفحه.

- جشن مهرگان، استاد ذبیح الله صفا، در این مقاله که به سال 1313 نگاشته اند، طبق رسم مهرگان از اهدای هدایایی به امام علی درود خدا بر او باد- خبر داده اند.

Drghanbari.m@gmail.com