مدیریت از دیدگاه امام رضا (ع)

حضرت ثامن الحجج(ع)، والی مسلمین و مدیر امت مسلمان را به ستون خیمه تشبیه کرده و فرموده اند: «آیا نمی دانی که والی مسلمانان همچون ستون میان خیمه است که اولاً تمام بار سقف بر روی آن استوار است و ثانیاً مانند نقطه مرکزی دایره شعاعش نسبت به همه جوانب یکسان است، به طوری که هر کس در هر زمان و از هر طرف که اراده کند، به او دسترسی خواهد داشت.» امام اگرچه شرط غلبه بر مشکلات را توفیق الهی می داند، تأکید می نماید این باور کفایت نمی کند و باید مدیر برای حل دشواریها تلاش کند و برای رسیدگی امور مسلمانان برنامه ریزی دقیق داشته باشد.

 

مشروعیت یک مدیر 


**
آنچه مسلم است، اینکه در بینش شیعه ضرورت مدیریت را باید در اصل استوار امامت جستجو کرد. البته، منظور این نیست که این موضوع مهم را در سطح یک مدیریت اجتماعی و سیاسی پایین آوریم، بلکه رهبری امام خیلی والاتر از مسایل اجرایی، اداری و اجتماعی است، اما شجره طیبه امامت که ریشه در وحی دارد و از نور نبوت تغذیه و از جویبارهای عصمت استفاده می کند، شاخه های سرسبز، نشاط آور و فرح انگیز خود را بر جامعه بشری می افکند و مدیریت، یکی از شاخه های این درخت شکوهمند، تناور و با صلابت است.
اگر مدیریت را این گونه ارتقا دهیم و با امامت مرتبط نماییم، عوارض و آفاتش کاسته می گردد. حضرت امام رضا(ع) امامت را اساس اسلام دانسته و می فرمایند: «مشروعیت مدیریت در جامعه به این دلیل است که با امامت پیوند دارد و هرگاه این ارتباط قطع شود، تمام حرکتها و خواص خود را از دست می دهد.» در جای دیگری اشاره دارند: «به وسیله امام، نماز و زکات، روزه، حج و جهاد و مالیات و صدقات افزون و حدود و احکام اجرا، مرزها و مناطق حفظ می گردد.


اگر کسی از این ویژگی محروم باشد نه تنها اعمالش ناقص است، بلکه خود از حوزه اسلام خارج است هرچند با نام مسلمان در جامعه اسلامی باشد.» ایشان در تفسیر آیه «والسماء رفعها و وضع المیزان» فرموده اند: «میزان امیرالمؤمنین است، خدا او را برای مردم امام معین کرده است.» پرسیده شد: در میزان سرکشی نکنید، یعنی چه؟ امام فرمود: «امام را نافرمانی نکنید.» گفته شد: «اقیموا الوزن بالقسط» به چه معناست، امام گفتند: «امام را به دادگری برپا دارید و از او پیروی و او را یاری کنید.» پرسیده شد: «ولاتخسروا المیزان» یعنی چه، امام پاسخ دادند: «در حقوق امام کمی و کاستی روا مدارید


در این حدیث، میزان و وزن که در کلام وحی آمده، به امام تفسیر گردیده است در برخی آیات، میزان در کنار کتاب قرار گرفته است. چنانکه امیرمؤمنان عدل را پایه ای دانسته اند که استواری جهان به آن وابسته است و عدالت را مایه پایداری مردمان معرفی کرده اند. پس عدل، محور ضابطه تشکیل جامعه انسانی و سبب استواری زندگی جوامع است و هم در نظام هستی و تکوین و هم در نظام تشریع این مشخصه مشاهده می گردد و این خود می تواند روشنگر مفهوم سخن امام رضا(ع) باشد که چهره امام را به عنوان میزان در خلقت و جامعه، تبیین کرده اند

.
ویژگی که امام برای مدیر و امام جامعه عنوان می کنند


**
بله، قطعاً امام میزان و معیار پیاده کردن حق و عدل است. امام امین مردم است و بر همه مسایل اجتماعی و اقتصادی، مبادلات، بازار، کارگاه ها و مزارع نظارت می کند تا ستم و بیدادی رخ ندهد و غصب، بهره کشی، احتکار، گران فروشی، رباخواری و دیگر اسباب باطل پیش نیاید، زیرا امام معیارهای درست جمع گرایی، زندگی اجتماعی و عوامل استواری جامعه را به مردم می آموزد و آنها را در متن جامعه عملی می سازد. مردمان را در جامعه ای فداکار، صمیمی و قانون شناس و دادور بار می آورد و آنان را از خودخواهی، سلطه جویی، سودجویی، ستم پیشگی و تجاوزکاری که از عوامل پراکندگی، سستی و تزلزل در جامعه است، بازمی دارد.


روابط ظالمانه ای که موجب پیدایش حس بدبینی، کینه توزیها، تضادها و رقابتهای ناسالم است، با حضور امام که میزان عدل است، برچیده می شود. به همین دلیل، امام رضا(ع) می فرمایند: ما سرپرست مؤمنان هستیم که به سود آنان حکم می کنیم و حقوقشان را از ستمگران می ستانیم.


بنابراین، بیشترین بخش در فلسفه سیاسی که هشتمین فروغ امامت ترسیم و قلمرو مسؤولیت مدیران و کارگزاران نظام اسلامی را ترسیم می کند، به برقراری عدالت اجتماعی و سامان بخشیدن به مسایل اقتصادی، رفع ستم و استضعاف اقتصادی اختصاص دارد. حتی در حدیثی، پرداخت بدهی افرادی که از پرداخت آن ناتوان هستند، از وظایف کارگزار شمرده شده است


  رهنمودهایی در بیانات امام رضا(ع) در ارتباط مدیر و کارکنان  


**
مدیر غالب طرحها و برنامه های مدیریت را از طریق همکاران اجرایی می کند و در واقع تمام افرادی که در سازمانها، نهادها و تشکیلات دولتی مشغول کار هستند، کارگزاران مدیرند و بازو و عاملی برای وی به شمار می روند. در فرهنگ اسلامی، نقش همراهان و یاران در ترویج و گسترش اندیشه های الهی از موقعیتی ویژه برخوردار است. مدیری که به اخلاص، کمال خواهی، دلسوزی، صداقت گویی و درستی مزین است، در چارچوب ضوابط ارزشی و با رعایت اصل فطرت و کرامتهای انسانی اندیشه ها و طرحهای مفید، سازنده، رشد دهنده و اصلاحی را به دست همکاران مؤمن، متعهد و دارای وجدان دینی و اخلاقی می سپارد و از آنان می خواهد به عنوان تکلیف شرعی، در گسترش و اجرای آنها بکوشند.


امام رضا(ع) در سیره عملی خویش، مراقب کارکنان و خدمتگزاران بودند. ابراهیم بن عباس می گوید: هیچ گاه ندیدم امام ابوالحسن الرضا(ع) کلمه ای به زیان کسی بر زبان آورد و نه سخن کسی را پیش از پایان آن قطع و نه حاجت کسی را که به ادای آن توان داشت، رد کند. هیچ موقع نزد کسی که در حضورش نشسته بود، پایش را دراز نکرد و بر متکا در برابر افراد تکیه نداد.


به دوستان و کارگزارانش هرگز سخنی ناشایست نگفت و چنان بود که هرگاه به خلوت می رفت و سفره غذای خویش را می گسترانید، همه کارکنانش را بر سر آن می نشانید. حتی دربانان و مهتران را بسیار احسان می کرد و صدقات فراوان می داد و این کار را اغلب در شبهای تاریک انجام می داد. آری، این گونه نبود که امام صرفاً از اطرافیان و کارگزاران وظایفی را بخواهد و آنان را ملزم کند که در این راستا از عمق وجود بکوشند، ولی از تکریم، تشویق، احترام و رفاه آنان غافل گردد. حرمت همه را در رفتارهای خویش حفظ می کند و این گونه بزرگداشت نیروهای انسانی در سیره امام، شکوفا گردیده است. آن فروغ هشتم، در قلمرو اندیشه، تربیت و رفتار چنین معیارهایی را به بشریت آموخت و در میدان عمل خود پیشتاز و تجسم بخش کامل آن تعالیم بود. به یقین، جامعه پیرو مکتبش باید در مناسبات انسانی و برنامه های مدیریتی چنین باشداین گونه عمل کند

بینش و منش امام هشتم در مدیریت


**
برنامه های مدیریتی امام، بر اصل مهم کرامت انسانی استوار است. از دیدگاه امام رضا(ع) وظایف کارگزاران و دست اندرکاران نظام اسلامی در برخورد با برادران مسلمان خلاصه نمی گردد و آنان باید برای تمامی انسانهای تحت قلمرو خود، صرف نظر از مرام و مسلکی که دارند کرامت قایل گردند و حقوق افراد غیر مسلمان را هم در نظر گیرند.


اباصلت می گوید: به امام رضا(ع) گفتم: ای فرزند رسول خدا، این موضوع چیست که شما فرموده اید مردمان بردگان شمایند؟ امام پاسخ دادند: «خداوندا، تو گواهی که من هیچ گاه چنین سخنی نگفته ام و از هیچ یک از پدرانم نیز نشنیده ام که چنین گفته باشند. پروردگارا، تو به ظلم هایی که از این امت بر ما رفته است، آگاهی داری و این تهمت از آنهاست


در این روایت، امام رضا(ع) آزادی اراده و انتخاب انسان را مورد توجه قرار می دهد. آدمی باید خود ایمان را برگزیند و با این گزینش، شایسته رسیدن به پاداش می گردد. این تعلیم عظمت ارزش انسان، حقوق و حرمت او را روشن می سازد و این جز در نظر گرفتن کرامت انسانی میسر نمی شود.



 مدیریت چه کسانی مذموم است؟

** از دیدگاه امام رضا(ع) اگر این موارد در کسی نبود، در امور دنیا و آخرت نباید از او انتظار کار نیک داشت: اصالت خانوادگی، اخلاق نیکو، پایداری در خلق و خوی، بزرگواری روح، کرامت نفس و پرهیز از پروردگار. مدیری که از این خصال بهره ای ندارد، نه تنها در کارهای خود موفق نخواهد بود و مردم به خیرش امیدی ندارند، بلکه برای اقشار جامعه کارشکنی به وجود می آورد و به فردی دردسرساز و مشکل آفرین تبدیل می گردد و سطح نارضایتی های عمومی را افزایش می دهد.