نقش و اهمیت خلاقیت و نوآوری در سازمانهای فرهنگی

"خلاقیت به عنوان یک نیاز عالیه بشری در تمام ابعاد زندگی انسان عبارت است از:  تحولات دامنه دار و جهشی در فکر و اندیشه انسان به طوری که حائز یک توانایی در ترکیب عوامل  قبلی به طرق جدید باشد".

سازمانهای امروزین در عصری فعالیت می کنند که به عصر خلاقیت و نوآوری معروف می باشد و آن مراکز و واحدهایی موفق هستند که خود را در جهت مدیریت تغییرات شتابان و دگرگونی های ژرف جهانی آماده سازند. امروزه خلاقیت و نوآوری لازمه بقا و حفظ و ارتقای موقعیت سازمانها، بخصوص سازمانهای فرهنگی می باشد. سرعت تغییرات و تحولات از حد تصور فراتر رفته به گونه ای که خلاقیت و نوآوری به عنوان اصلی اساسی از عوامل مهم بقای سازمان ها است و نوآوری به عنوان مهمترین منبع مزیت رقابتی محسوب می شود در چنین شرایطی سازمانها در صورتی می توانند موفق باشند که از نیروی انسانی خلاق و نوآور و مهمتر از آن مدیرانی که بتواند فضای خلاق و نوآور را در سازمان ایجاد کنند برخوردار باشند.

   تحقیق درباره خلاقیت و عناصر تشکیل دهنده آن بیش از یک قرن پیش توسط دانشمندان علوم اجتماعی شروع شد. اما پژوهش بیشتر توسط گلیفورد ایجاد گردید. گلیفورد خلاقیت را با تفکر واگرا، دست یافتن به رهیافتهای جدید برای حل مسائل، می دانست.

   خلاقیت ورزی در عرصه فرهنگی با کار و تلاش، به توسعه فرهنگی منتهی می شود و برآیند این عمل، افزایش انگیزه در رشد فرهنگ جامعه که خود تاثیر مضاعفی بر پیشبرد سیاستگذاری های فرهنگی دارد و اگر بستری برای اندیشه ورزی خلاق در محیط فرهنگ وجود داشته باشد به افزایش روحیه استقلال در فعالیت های فرهنگی می انجامد.