با وجود فراگیری بحث حقوق بشر و پذیرش آن توسط ایران در میان نخستین کشورهایی که آن را امضا کردند و عدم خروج ایران از این مجموعه پس از انقلاب 1357 همچنان این بحث از مهمترین چالشهای فرهنگی و حقوقی کشور به شمار می رود؛ یادداشت دوست و همکلاسی خوبمان جناب حبیب زاده انگیزه ای شد تا این کتاب را برای روشن شدن برخی از زوایای این بحث معرفی کنم. توجه به این نکته هم خالی از فایده نیست که اعلامیه های حمورابی و منشور حقوق بشر کوروش نخستین گامهای باستانی در توجه به این مسئله بوده و محتوای سی ماده حقوق بشر تأثیر پذیرفته از نتایج جنایتهای جنگ جهانی دوم مانند هولوکاست (نابود کردن یهودی ها، گداها و کولی ها و ناقص الخلقه ها به منظور استفاده از منابع محدود کره زمین برای انسانهای سالم و ایده آل) و جنبشهای کارگری و سوسیالیستی بوده و تا اندازه ای وجهی ضدسرمایه داری دارد.

دکتر میشیلن ایشی، استاد دانشگاه دنوردر ایالت کلرادو در آمریکا و رئیس بخش مطالعات حقوق بشر در دانشکده مطالعات تکمیلی، مقدمه کتاب را به طرح شش مسئله مبهم تاریخی در زمینه حقوق بشراختصاص داده است:

١) آیا مذاهب، چنانچه پس از یازده سپتامبر 2001 تبلیغ میشود، با حقوق بشربیگانه اند؟ (فصل ١)

٢) آیا از دیدگاه تاریخی، حقوق بشر مطلقا غربی و یک ارزش لیبرالی است؟ (فصل ٢)

٣) آیا پایان جنگ سرد پیروزی ارزشهای لیبرال بر ارزشهای سوسیالیستی حقوق بشراست؟ (فصل ٣)

٤) چه رابطه ای بین حق تعیین سرنوشت، فرهنگ مستقل و اصول جهانی حقوق بشراست؟(فصلهای ٣، ٤ و٥)

٥) آیا حقوق بشر، چنانچه پس از یازده سپتامبر 2001 تبلیغ میگردد، بر علیه توسعه امنیت جهانی است؟ (فصل ٥)

٦) آیا جهانی شدن تهدیدی برای توسعه حقوق بشر و یا موهبتی برای آن است؟ (فصلهای ٥ و ٦)

نویسنده در انتهای هر فصل بخشی را به بررسی این نکته اختصاص میدهد که در هر دوره "چه کسانی از حقوق برخوردار می گردند" و همچنان که تاریخ را ورق میزند نشان میدهد که چگونه این حقوق بخشهای بیشتری از شهروندان را در بر می گیرد.

 

اولین فصل کتاب با عنوان "سهم اصول اخلاقی عهد باستان در حقوق بشر"، به مطالعه حق و اخلاق در فلسفه عهد قدیم، متون مذهبی و سنتهای مردم آن دوران پرداخته و نشان میدهد که مسئله "حقوق بشر" یکی از مشغولیات ذهنی متفکران در آن زمان بوده است. بررسی تاریخی اندیشه های متفکران عهد باستان از آن نظر دارای اهمیت است که سهم آنان را در به وجود آوردن پایه ای برای اندیشه های مدرن در زمینه جهانشمولی حقوق بشر نشان میدهد و مبنائی تاریخی را برای انتقاد از استدلالهای نسبیت گرایان از یکسو و مدعیان تقابل مذاهب و اندیشمندان شرق را با بنیانهای حقوق بشراز سوی دیگر، فراهم میکند. در این دوران بردگان، زنان، خارجیان، هم جنس بازان، بی اعتقادان و بسیاری دیگر از حقوقی برخوردار نیستند.

 

دومین فصل کتاب تحت عنوان "حقوق بشر و روشنگری: توسعه نگاه لیبرال و سکولار به حقوق بشر"، با بررسی دقیق منابع و آثار متفکران غربی و شرایط اجتماعی دوران رنسانس و به ویژه قرنهای هفده و هیجده، چگونگی شکل گیری مبانی حقوق بشر مدرن را نشان داده است. انقلابهای فرانسه و آمریکا متاثر از اندیشه های "روشنگران"، هدف خود را آزادی بشریت از محدودیتهای موجود، کلیسا و شاه مستبد فئودال، اعلام می کنند. هر چند جز در چند مورد محدود، حق رای به میزان مالکیت مرتبط می شود و محرومترین طبقات از گردونه فعالیتهای اجتماعی و حمایتهای قانونی برکنار می مانند ومحرومیت زنان از حق رای و مشارکت فعال در امور اجتماعی تداوم می یابد، اما انقلابهای قرنهای 17 و 18مبنایی مستحکم را برای توسعه مبانی حقوق بشر فراهم کرده است و از این روی زادگاه اندیشه نوین حقوق بشر بشمار می آید.

 

در سومین فصل کتاب با عنوان "حقوق بشر و عصر صنعتی: توسعه دیدگاه سوسیالیستی از حقوق بشر"، نشان داده میشود که چگونه با رشد طبقه کارگر در کشورهای صنعتی در اواخر قرن هیجدهم و به ویژه در قرن نوزدهم، حوزه مباحث حقوق بشر از محدوده تنگی که جنبش روشنگری برای آن تعریف کرده خارج شده و مسائلی نظیر حق رای همگانی، حقوق کودکان، حقوق زنان، حق بیمه کارگری و بسیاری از حقوق دیگر توسط جنبش کارگری و رادیکال در این کشورها طرح و به تدریج با توسعه مبارزات کارگری در این کشورها، به دولتها تحمیل میگردد. نویسنده در این فصل اهمیت انترناسیونال اول و دوم را در تدوین و تبلیغ مبانی اجتماعی جهانشمول مورد تجزیه و تحلیل قرارداده و نشان میدهد که چگونه جنبش کارگری توانست به پیشاهنگ مبارزه برای ارزشهای جهانی، مانند حق رای عمومی و حق کار و مسکن و بهداشت و دولت دمکراتیک، تبدیل شود.

 

در چهارمین فصل این کتاب با عنوان "جنگهای جهانی: سازمان یافتن حقوق بین الملل و حق تعیین سرنوشت" مسئله گسترش جنایتهای انجام گرفته در دو جنگ جهانی اول و دوم مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد. همچنین موضوع پیدایش دولتهای رفاه پس از کسادی بزرگ در سالهای 1929-1933 بررسی گردیده و نشان داده میشود که چگونه این دولتها در همکاری و با همراهی بخشی ازجنبش کارگری، توانستند، با توسعه دولتهای رفاه، عملا زمینه پیشرفت سوسیالیسم را در اروپا بخشکانند و همچنین نشان داده شده است که چگونه حق تعیین سرنوشت برای کشورهای مستعمره از دل مبارزاتی طولانی به یکی از حقوق مورد قبول جهانی تبدیل میشود. در این فصل نویسنده نشان میدهد که چگونه حقوق بشر تحت تاثیر جنگ سرد قرار میگیرد و با بررسی تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر و دو کنوانسیون مرتبط با آن نشان داده میشود که چگونه مواردی چند از درخواستهای جنبش کارگری در اعلامیه حقوق بشر گنجانده شده است و چگونه یکی از کنوانسیونها مطلقا به این حقوق پرداخته است.

 

در پنجمین فصل کتاب با عنوان "جهانی شدن و تاثیر آن بر حقوق بشر" نویسنده به بررسی روندهای متفاوت در دوره جهانی شدن و به ویژه تحولاتی که پس از فروپاشی دیوار برلین اتفاق افتاده است میپردازد. نویسنده توجه خواننده را به این نکته جلب میکند که چگونه در جریان جهانی شدن، منافع فعالین حقوق بشر در کشورهای پیشرفته و کشورهای در حال توسعه در مقابل هم قرار میگیرند. همچنین نویسنده نشان میدهد که توسعه شرکتهای فراملیتی چگونه تاثیری منفی بر روند توسعه حقوق بشر باقی گذاشته است. نویسنده همچنین امکان توسعه مبارزه- ای جهانی برای توسعه حقوق بشر در جریان جهانی شدن مطرح میکند . نویسنده در این فصل چگونگی توسعه نظرات نسبیت گرایانه را بر مبنای حق تعیین سرنوشت و حق استقلال فرهنگی و ارزشهای مربوطه مورد بررسی قرار میدهد.

در آخرین فصل این کتاب با عنوان "گسترش حقوق بشر در قرن بیست و یکم: تغییر عرصه مبارزه" به بررسی زمینه های واقعی توسعه مبارزات در جهت گسترش حقوق بشر میپردازد. اگر بهترین عرصه برای توسعه حقوق بشر، نهادهای مدنی هستند، چنانچه نویسنده میگوید، پس لازم است تا با بررسی تاریخی رشد و توسعه جامعه مدنی، آینده آنرا در قرن بیست و یکم و در روند شتابناک جهانی شدن پیش بینی کنیم. این بررسی نویسنده را به این نتیجه میرساند که "با اعتماد به نفسی که از موفقیتهایمان در گذشته به دست آورده ایم، امیدواریم که در قرن بیست و یکم به عدالتی گسترده تر برای همگان دست یابیم" و این میسر نخواهد بود جز با توسعه جامعه مدنی در محدوده های ملی و بین المللی با امکاناتی جدیدی که روند جهانی شدن در اختیار ما قرار داده است، آنچنان که مخالفان جهانی شدن توانسته اند در این زمینه موفقیتهائی را به دست آورند.

در ضمیمه کتاب با روزشماری از مهمترین اتفاقات و انتشارات در زمینه حقوق بشر، تصویری روشن از این سیر تاریخی و کسانی که در توسعه حقوق بشر سهیم بوده اند در اختیار خوانند قرار می دهد.

تاریخ انتشار: 2004 ناشر انتشارات دانشگاه کالیفرنیا، برکلی و لوس آنجلس، کالیفرنیا.

تعداد صفحات کتاب ٤٥٠ صفحه و شامل مقدمه، شش فصل، یک ضمیمه، بخش یادداشتها، فهرست منابع و فهرست اسامی و اعلام است.

Title: The History of Human Rights, From Ancient Times to the Globalization Era

Author: Micheline R. Ishay Publisher: University of California Press.

 ISBN 0-520-23497-9

معرفی کتاب به قلم بنده نیست. (محی الدین قنبری)

متن کامل اعلامیه حقوق بشر نیز به قرار زیر است:

متن اعلامیه جهانی حقوق بشر

مقدمه

از آنجا که بازشناسی حرمت ذاتی آدمی و حقوق برابر و سلب ناپذیر تمامی اعضای خانواده ی بشری بنیان آزادی، عدالت و صلح در جهان است،

از آنجا که بی اعتنایی و تحقیر حقوق انسان به انجام کارهای وحشیانه انجامیده به طوری که وجدان آدمی را در رنج افکنده است، و پدید آمدن جهانی که در آن تمامی ابناء بشر از آزادی بیان و عقیده برخوردار باشند و به رهایی از هراس و نیازمندی رسند، به مثابه عالیترین آرزوی همگی انسانها اعلام شده است،

از آنجا که بایسته است تا آدمی، به عنوان آخرین راهکار، ناگزیر از شوریدن علیه بیدادگری و ستمکاری نباشد، به پاسداری حقوق بشر از راه حاکمیت قانون همت گمارد،

از آنجا که بایسته است تا روابط دوستانه بین ملتها گسترش یابد،

از آنجا که مردمان «ملل متحد» در «منشور»، ایمان خود به اساسی ترین حقوق انسانها، در حرمت و ارزش نهادن به شخص انسان را نشان داده و در حقوق برابر زن و مرد هم پیمان شده اند و مصمم به ارتقای توسعه اجتماعی و بهبود وضعیت زندگی در فضای آزادترند،

از آنجا که «ممالک عضو»، در همیاری با «ملل متحد»، خود را متعهد به دستیابی به سطح بالاتری از حرمت جهانی برای حقوق بشر و آزادی های زیربنایی و دیده بانی آن کرده اند،

از آنجا که فهم مشترک از چنین حقوق و آزادیها از اهم امور برای درک کامل چنین تعهدی است،

بنابراین، هم اکنون،

«مجمع عمومی [سازمان ملل متحد]»، این «اعلامیه جهانی حقوق بشر» را به عنوان یک استانده ی مشترک و دستاورد تمامی ملل و ممالک اعلان میکند تا هر انسان و هر عضو جامعه با به خاطرسپاری این «اعلامیه»، به جد در راه یادگیری و آموزش آن در جهت ارتقای حرمت برای چنین حقوق و آزادیهایی بکوشد و برای اقدامهای پیشبرنده در سطح ملی و بین‌المللی تلاش کند تا [همواره] بازشناسی مؤثر و دیده بانی جهانی [این حقوق ] را چه در میان مردمان «ممالک عضو» و چه در میان مردمان قلمروهای زیر فرمان آنها [تحصیل و] تأمین نماید.

  • ماده ی ۱

تمام ابنای بشر آزاد زاده شده و در حرمت و حقوق با هم برابرند. عقلانیت و وجدان به آنها ارزانی شده و لازم است تا با یکدیگر برادرانه رفتار کنند.

  • ماده ی ۲

همه انسانها بی هیچ تمایزی از هر سان که باشند، اعم از نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی یا هر عقیده ی دیگری، خاستگاه اجتماعی و ملی، [وضعیت] دارایی، [محل] تولد یا در هر جایگاهی که باشند، سزاوار تمامی حقوق و آزادیهای مصرح در این «اعلامیه»اند. به علاوه، میان انسانها بر اساس جایگاه سیاسی، قلمروقضایی و وضعیت بین‌المللی مملکت یا سرزمینی که فرد به آن متعلق است، فارغ از اینکه سرزمین وی مستقل، تحت قیمومت، غیرخودمختار یا تحت هرگونه محدودیت در حق حاکمیت خود باشد، هیچ تمایزی وجود ندارد.

  • ماده ی ۳

هر فردی سزاوار و محق به زندگی، آزادی و امنیت فردی است.

  • ماده ی ۴

هیچ احدی نباید در بردگی یا بندگی نگاه داشته شود: بردگی و داد و ستد بردگان از هر نوع و به هر شکلی باید باز داشته شده و ممنوع شود.

  • ماده ی ۵

هیچ کس نمی بایست مورد شکنجه یا بیرحمی و آزار، یا تحت مجازات غیرانسانی و یا رفتاری قرارگیرد که منجر به تنزل مقام انسانی وی گردد.

  • ماده ی ۶

هر انسانی سزاوار و محق است تا همه جا در برابر قانون به عنوان یک شخص به رسمیت شناخته شود.

  • ماده ی ۷

همه در برابر قانون برابرند و همگان سزاوار آن اند تا بدون هیچ تبعیضی به طور برابر در پناه قانون باشند. همه انسانها محق به پاسداری و حمایت در برابر هرگونه تبعیض که ناقض این «اعلامیه» است. همه باید در برابر هر گونه عمل تحریک آمیزی که منجر به چنین تبعیضاتی شود، حفظ شوند.

  • ماده ی ۸

هر انسانی سزاوار و محق به دسترسی مؤثر به مراجع دادرسی از طریق محاکم ذی‌صلاح ملی در برابر نقض حقوق اولیه ای است که قوانین اساسی یا قوانین عادی برای او برشمرده و به او ارزانی داشته اند.

  • ماده ی ۹

هیچ احدی نباید مورد توقیف، حبس یا تبعید خودسرانه قرار گیرد.

  • ماده ی ۱۰

هر انسانی سزاوار و محق به دسترسی کامل و برابر به دادرسی آشکار و عادلانه توسط دادگاهی بیطرف و مستقل است تا در برابر هر گونه اتهام جزایی علیه وی، به حقوق و تکالیف وی رسیدگی کند.

  • ماده ی ۱۱

۱. هر شخصی متهم به جرمی کیفری، سزاوار و محق است تا زمان احراز و اثبات جرم در برابر قانون، در محکمه ای علنی که تمامی حقوق وی در دفاع از خویشتن تضمین شده باشد، بیگناه تلقی شود.

۲. هیچ احدی به حسب ارتکاب هرگونه عمل یا ترک عملی که مطابق قوانین مملکتی یا بین‌المللی، در زمان وقوع آن، حاوی جرمی کیفری نباشد، نمیبایست مجرم محسوب گردد. همچنین نمی بایست مجازاتی شدیدتر از آنچه که در زمان وقوع جرم [در قانون] قابل اعمال بود، بر فرد تحمیل گردد.

  • ماده ی ۱۲

هیچ احدی نمیبایست در قلمرو خصوصی، خانواده، محل زندگی یا مکاتبات شخصی، تحت مداخله [و مزاحمت] خودسرانه قرار گیرد. به همین سیاق شرافت و آبروی هیچکس نباید مورد تعرض قرار گیرد. هر کسی سزاوار و محق به حفاظت قضایی و قانونی در برابر چنین مداخلات و تعرضاتی است.

  • ماده ی ۱۳

۱. هر انسانی سزاوار و محق به داشتن آزادی جابه جایی [حرکت از نقطه ای به نقطه ای دیگر] و اقامت در [در هر نقطه ای] درون مرزهای مملکت است. ۲. هر انسانی محق به ترک هر کشوری، از جمله کشور خود، و بازگشت به کشور خویش است.

  • ماده ی ۱۴

۱. هر انسانی سزاوار و محق به پناهجویی و برخورداری از پناهندگی در کشورهای پناه دهنده در برابر پیگرد قضایی است.

۲. چنین حقی در مواردی که پیگرد قضایی منشأیی غیرسیاسی داشته باشد و یا نتیجه ارتکاب عملی مغایر با اهداف و اصول «ملل متحد» باشد، ممکن است مورد استناد قرار نگیرد.

  • ماده ی ۱۵

۱. هر انسانی سزاوار و محق به داشتن تابعیتی [ملیتی] است.

۲. هیچ احدی را نمی بایست خودسرانه از تابعیت [ملیت] خویش محروم کرد، و یا حق تغییر تابعیت [ملیت] را از وی دریغ نمود.

  • ماده ی ۱۶

۱. مردان و زنان بالغ، بدون هیچ گونه محدودیتی به حیث نژاد، ملیت، یا دین حق دارند که با یکدیگر زناشویی کنند و خانواده ای بنیان نهند. همه سزاوار و محق به داشتن حقوقی برابر در زمان عقد زناشویی، در طول زمان زندگی مشترک و هنگام فسخ آن هستند.

۲. عقد ازدواج نمیبایست صورت بندد مگر تنها با آزادی و رضایت کامل همسران که خواهان ازدواجند.

۳. خانواده یک واحد گروهی طبیعی و زیربنایی برای جامعه است و سزاوار است تا به وسیله ی جامعه و «حکومت» نگاهداری شود.

  • ماده ی ۱۷

۱. هر انسانی به تنهایی یا با شراکت با دیگران حق مالکیت دارد.

۲. هیچ کس را نمی بایست خودسرانه از حق مالکیت خویش محروم کرد.

  • ماده ی ۱۸

هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین است؛ این حق شامل آزادی دگراندیشی، تغییر مذهب [دین]، و آزادی علنی [و آشکار] کردن آئین و ابراز عقیده، چه به صورت تنها، چه به صورت جمعی یا به اتفاق دیگران، در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و دیده بانی آن در محیط عمومی و یا خصوصی است.

  • ماده ی ۱۹

هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است؛ و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده ای بدون [نگرانی] از مداخله [و مزاحمت]، و حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه ای بدون ملاحظات مرزی است.

  • ماده ی ۲۰

۱. هر انسانی محق به آزادی گردهمایی و تشکیل انجمنهای مسالمت آمیز است.

۲. هیچ کس نمی بایست مجبور به شرکت در هیچ انجمنی شود.

  • ماده ی ۲۱

۱. هر شخصی حق دارد که در مدیریت دولت کشور خود، مستقیماً یا به واسطه انتخاب آزادانه نمایندگانی شرکت جوید.

۲. هر شخصی حق دسترسی برابر به خدمات عمومی در کشور خویش را دارد.

۳. اراده ی مردم میبایست اساس حاکمیت دولت باشد؛ چنین اراده ای می بایست در انتخاباتی حقیقی و ادواری اعمال گردد که مطابق حق رأی عمومی باشد که حقی جهانی و برابر برای همه است. رأی گیری از افراد می بایست به صورت مخفی یا به طریقه ای مشابه بر‌گزار شود که آزادی رأی را تأمین کند.

  • ماده ی ۲۲

هر کسی به عنوان عضوی از جامعه حق دارد از امنیت اجتماعی برخوردار بوده و از راه کوشش در سطح ملی و همیاری بین‌المللی با سازماندهی منابع هر مملکت، حقوق سلب ناپذیر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش را برای حفظ حیثیت و رشد آزادانه ی شخصیت خویش، به دست آورد.

  • ماده ی ۲۳

۱. هر انسانی حق دارد که صاحب شغل بوده و آزادانه شغل خویش را انتخاب کند، شرایط کاری منصفانه مورد رضایت خویش را دارا باشد و سزاوار حمایت در برابر بیکاری است.

۲. هر انسانی سزاوار است تا بدون رواداشت هیچ تبعیضی برای کار برابر، مزد برابر دریافت نماید.

۳. هر کسی که کار می کند سزاوار دریافت پاداشی منصفانه و مطلوب برای تأمین خویش و خانواده ی خویش موافق با حیثیت و کرامت انسانی بوده و نیز میبایست در صورت نیاز از پشتیبانی های اجتماعی تکمیلی برخوردار گردد.

۴. هر شخصی حق دارد که برای حفاظت از منافع خود اتحادیه صنفی تشکیل دهد و یا به اتحادیه های صنفی بپیوندد.

  • ماده ی ۲۴

هر انسانی سزاوار استراحت و اوقات فراغت، زمان محدود و قابل قبولی برای کار و مرخصی های دوره ای همراه با حقوق است.

  • ماده ی ۲۵

۱. هر انسانی سزاوار یک زندگی با استانداردهای قابل قبول برای تأمین سلامتی و رفاه خود و خانواده اش، از جمله تأمین خوراک، پوشاک، مسکن، مراقبت های پزشکی و خدمات اجتماعی ضروری است و همچنین حق دارد که در زمان های بیکاری، بیماری، نقص عضو، بیوگی، سالمندی و فقدان منابع تأمین معاش، تحت هر شرایطی که از حدود اختیار وی خارج است، از تأمین اجتماعی بهره مند گردد.

۲. دوره ی مادری و دوره ی کودکی سزاوار توجه و مراقبت ویژه است. همه ی کودکان، اعم از آن که با پیوند زناشویی یا خارج از پیوند زناشویی به دنیا بیایند، می بایست از حمایت اجتماعی یکسان برخوردار شوند.

  • ماده ی ۲۶

۱. آموزش و پرورش حق همگان است. آموزش و پرورش میبایست، دست کم در دروه های ابتدایی و پایه، رایگان در اختیار همگان قرار گیرد.آموزش ابتدایی می بایست اجباری باشد. آموزش فنی و حرفه ای نیز می بایست قابل دسترس برای همه مردم بوده و دستیابی بهآموزش عالی به شکلی برابر برای تمامی افراد و بر پایه شایستگی های فردی صورت پذیرد.

۲. آموزش و پرورش می بایست در جهت رشد همه جانبه ی شخصیت انسان و تقویت رعایت حقوق بشر و آزادی های اساسی باشد. آموزش و پرورش باید به گسترش حسن تفاهم، دگرپذیری [تسامح] و دوستی میان تمامی ملتها و گروههای نژادی یا دینی و نیز به برنامه های «ملل متحد» در راه حفظ صلح یاری رساند.

۳. پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش برای فرزندان خود برتری دارند.

  • ماده ی ۲۷

۱. هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع خویش همکاری کند، از گونه های مختلف هنرها برخوردار گردد و در پیشرفت علمی سهیم گشته و از منافع آن بهره مند شود.

۲. هر شخصی به عنوان آفرینشگر، حق حفاظت از منافع مادی و معنوی حاصل از تولیدات علمی، ادبی یا هنری خویش را داراست.

  • ماده ی ۲۸

هر شخصی سزاوار نظمی اجتماعی و بین‌المللی است که در آن حقوق و آزادیهای مطرح در این «اعلامیه» به تمامی تأمین و اجرائی گردد.

  • ماده ی ۲۹

۱. هر فردی در برابر جامعه اش که تنها در آن رشد آزادانه و همه جانبه ی او میسر می گردد، مسئول است.

۲. در تحقق آزادی و حقوق فردی، هر کس می بایست تنها زیر محدودیت هایی قرار گیرد که به واسطه ی قانون فقط به قصد امنیت در جهت بازشناسی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران وضع شده است تا اینکه پیش شرط های عادلانه ی اخلاقی، نظم عمومی و رفاه همگانی در یک جامعه مردمسالار تأمین گردد.

۳. این حقوق و آزادی ها شایسته نیست تا در هیچ موردی خلاف با هدف ها و اصول «ملل متحد» اعمال شوند.

  • ماده ی ۳۰

در این «اعلامیه» هیچ چیز نباید به گونه ای برداشت شود که برای هیچ «حکومت»، گروه یا فردی متضمن حقی برای انجام عملی به قصد از میان بردن حقوق و آزادی های مندرج در این «اعلامیه» باشد.