می نویسم با یاد خدا، به نام خدا و برای خدا

می نویسم برای خدایی که حق است و حقوقش نیز حق

 نوشتند لیبرال دموکراسی و خواندند ارزش های جهانی؛ دموکراسی، جامعه مدنی، آزادی، حقوق بشر

بیشترین قطب دیکتاتوری را در جهان دارند و فریاد دموکراسی و جمهوریتشان گوش عالمیان را کر کرده است؛ در حالی که نقض آشکار حقوق انسان می کنند، به دنبال حق غصب شده بشریت "اعلامیه جهانی حقوق بشر " می نویسند و  آن را به عنوان ارزش برای جهانیان تجویز می کنند؛

مدعیان حقوق بشری (با ویترین زیبای نظریه های افرادی چون توماس هابز، جان لاک و ژان ‌ژاک روسو و ... ) که در کارنامه سیاه خود با تحمیل جنگ های جهانی صد میلیون انسان را به کام مرگ کشاندند که جنایت هایشان در هیروشیما و ناکازاکی، ویتنام، عراق و افغانستان و همچنین در کشورهای آفریقایی در دوره استعمار و آپارتاید را نیز باید به آن افزود.

زمین یا میدان (اومانیسم یا بشرگرایی) و ملزومات یا قواعدش (دموکراسی، جامعه مدنی، آزادی، حقوق بشر) را تعیین کرده اند و با خط کش خود دیگران را میزان می کنند. تاوان بازی نکردن در این زمین و پیروی نکردن از قواعدش، مساوی است با نقض ارزش های جهانی.

صحبت از زمین اقدام است و قواعدش؛ در یک زمین اومانسیتی که اصالت با انسان است، گفته می شود که انسان بخشی از طبیعت است بنابراین کشش ها، تمایلات و کنش ها در او نیز طبیعی است و نباید آن امیال را سرکوب کرد، لذا اگر در درون انسان میل به همجنس هم وجود دارد باید محترم شمرده شود.

آیا نباید ما نیز که داعیه آرمانی حکومت ایمانی و الهی را در سر داریم زمینی غیر از آنچه هست را تعریف کنیم؟ زمینی که اگر از حق و حقوق انسان هم صحبت می شود ناظر به حق و حقوق خدا باشد؟ خدایی که به زیر و بم خلقت او به کلی واقف است و حقوقش نیز چیزی جز مزایا برای انسان ندارد، زمینی که نه تنها حق انسان در آن نفی نمی شود بلکه بر آن تاکید هم می شود.  زمینی که در آن اصالت با خدا است (تئوئیسم یا خداگرایی) و آنچه خدا می خواهد، همه چیز با خدا تعریف می شود حتی حق انسان.

مدعیان ایمان به خدا کجایند تا برای مؤمنین جهانی، زمینی را تبیین و ترسیم نمایند (اعلامیه جهانی حق خدا)  که به جای بازی در میدان ترسیم شده اومانیستی و به رسمیت شناختن قواعد آن، در یک زمین تئوئیستی بازی و از قواعدش پیروی کنند .

اعلامیه ای که حقوق خدا را ترسیم نماید، انگاره هایی که حداقل در بین ادیان ابراهیمی (اسلام، مسیحیت و یهودیت) مشترک باشد، اعلامیه ای که نماد ارزش های الهی و انسانی  خوانده شود تا بتوان به واسطه آن ناقضانش را  مورد  بازخواست قرار داد و آن ها را در پیشگاه دادگاه افکار عمومی دنیا محکوم و شرمنده کرد.

 

حقوق خدا ناظر به حدود خداست " وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ". سوره توبه آیه 112

حد خدا این است که قتل نفس نکنید،  حد خدا این است که زنا نکنید، حد خدا این است که ربا نخورید، حد خدا این است که دزدی نکنید و ...

تا شرمندگی و روسیاهی عمل نکردن به این حدود الهی در دنیا و عقبا برای کسانی بماند که تمدنی را شکل داده اند که به صورت سازمان یافته و رسمی ربا خواری می کنند، صنعت سکس و پورنی را رقم زده اند که با انتقال سالیانه صدها هزار زن و دختر از شرق به غرب عالم، کرامت انسانی را زیر پا گذاشته و از طریق میلیون ها وب سایت رسمی اشاعه فحشا و فساد می کنند، کسانی که دستشان در طول تاریخ به خون بی گناهان زیادی آلوده شده است، از جمله امروز که تاکنون بیش از دویست هزار انسان بی گناه در سوریه را به کام مرگ کشانده اند و کسانی که جز غارت منابع، استعمار و استثمار دیگران اندیشه ای در سر ندارند.


نویسنده: محمدعلی حبیب زاده