مدیریت فرهنگی

علمی است که می خواهد فرهنگ را مطالعه و آن را مدیریت کند

دیگر بس است! درباره مزاحمت جنسیتی بر سر کار زنان و اشتغال زنان، برگردان از لاله حسین پور

      مطلبی که آقای محمد پورابراهیم، مبنی بر مشکلات زنان در محل کار درج کرده بودند توجه دوستان را جلب کرده بود. با آنکه موضوع پیش از این هم در سایتها درج شده بود به نظر رسید که مقاله ی زیر که به تازگی از نشریه ای فمنیستی در آلمان ترجمه شده می تواند از سویی با تأیید نگرانی موجود، اقدامها و کارهای انجام شده موجود در کشورهای دیگر را نیز نشان دهد تا دوستانی که در پی پیشنهاد و ارائه ی طریق بودند از آن ایده بگیرند و از سوی دیگر با برخی از ابعاد مسئله آشنا شوند. توجه بفرمایید که به علت طولانی بودن مقاله و یک مقدار هم بی پرده بودن برخی قسمتهایی که با موضوع حاضر در سایت درج شده فاصله هم داشت، از حدود یک سوم مقاله ی ترجمه شده صرفنظر شده است.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محی الدین قنبری

نظریه، وطنِ آدمی است!


     انسانها همواره روی زمین زندگی می کردند ولی همیشه نظری بر وطن بودن قسمتی از آن برای خود نداشته اند؛ شاید غاری، زمینی، حصار و پرچینی، باغی، دهی را برای خود لحاظ می کردند و غیر را از آن دور می داشتند و در یادداشتش حسی نوستالژیک را در می یافتند، ولی این معنای وطن نبود و نیست. وطن به معنای سرزمینی که هویتی برای انسان ایجاد می کرد و ویژگی هایی را در خود داشت که معنایی به زندگی انسان می داد نظریه ای بود که برای مفهوم قومی یا اقوامی در یک مرز قراردادی گرد هم قرار گرفته بودند. اما به راستی برای کردها کردستان خواه در ایران خواه در عراق، ترکیه یا سوریه وطن تر است یا وطن شامل کردستان ایران و قطعه زمینهایی دیگر از مناطق فارس نشین و عرب نشین و دیگر زمینهای ایران در نقشه کنونی؟! و همچنین برای بلوچها و ترکمنها و آذریها و عربها.

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
محی الدین قنبری

معرفی کتاب3: فرهنگ اصطلاحات مطالعات فرهنگی


داشتن یک مجموعه توضیح و اطلاعات اولیه و لازم از اصطلاحات، یک رشته کتابهایی را پیش روی خواهندگان آن گذاشته است که به فرهنگ­های تخصصی یا دمِ­ دستی  (Hand book) یا (Key Guides) در مجموعه کتاب­های مرجع شهرت یافته ­اند. عالمان و حکمای مسلمان این وجه از هر رشته­ ای را «مبادی تصوریه» و امروزیان از آن با عنوان «اصطلاح ­شناسی» (Terminology) یاد کرده­ و آموزش آن را در هر رشته­ ای بخشی ضروری دانسته­ اند.

کتاب «مفاهیم بنیادی نظریه ­ی فرهنگی» (Cultural Theory: The Key Concepts) به کوشش اندرو ادگار (Andrew Edgar) و پیتر سجویک (Peter Sedgwick)، تئوریسین چپ بریتانیایی در دهة 1950،  یکی از آن فرهنگ­های تخصصی در رشته ی مطالعات فرهنگی  است که نشر آگه با ترجمه مهران مهاجر و محمد نبوی در ایران منتشر کرده­ اند. اصل کتاب در سال 2002 در لندن منتشر شده و در سال 1387 در ایران به بازار آمده است. این کتاب که «به خواهرها و برادرهای­مان» تقدیم شده هر یک از 300 اصطلاح کلیدی را در کمتر از یک صفحه توضیح داده است در مقدمه مترجمان نوشته­ اند که برخی از مدخل­ها را به جهت اهمیت­شان در متن افزوده­ و علاوه بر آن فهرستی از کتاب­های مربوط به حوزه مطالعات فرهنگی را که در ایران ترجمه یا منتشر شده برای پی­گیری مطالعات فارسی زبانان به پایان کتاب افزوده­ اند و این خود خدمتی دیگر در کتاب­شناسی دامنه مطالعات فرهنگی است. داشتن این کتاب برای فعالان این رشته از علوم انسانی اگر ضروری نباشد مفید فایده خواهد بود و ناشر آن اطلاع داد که چاپ آن رو به اتمام است و چندتایی از آن در کتابفروشی­ها باقی مانده است. (تلفن نشر آگه: 66402349) 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محی الدین قنبری

به این جمله دقت کنید : استخدام یک منشی با روابط عمومی بالا

به این جمله دقت کنید :  « استخدام یک خانم با  روابط عمومی بالا »

این روزها کافی است قسمت آگهی های استخدام روزنامه های کثیر الانتشار را باز کنید تا با موجی از فراخوان هایی روبرو شوید که با زبان های متفاوت می خواهند دختران و زنان جوان و خوش پوش و با روابط عمومی بالا را برای تصدی شغل مورد نظرشان دعوت کنند. وقتی سخن از روابط عمومی به میان می آید معمولا صبحت کردن با یکدیگر در ذهن انسان تداعی می شود. اما روابط عمومی  چیزی بیش از صحبت کردن است. انسان موجودی است که نیازمند روابط اجتماعی می باشد و بدون حضور در اجتماع هیچ گاه از عهده پاسخگوئی به خواسته های متنوع زندگی خود برنمی آید. بنابراین حضور زنان در جامعه کنونی ما به یک ضرورت اجتماعی برای این قشر از جامعه مبدل شده است و با توجه به مسلمان بودن اکثریت زنان جامعه ما از منظر اسلام هیچ محدودیتی برای حضور زنان در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی قائل نشده است زیرا زنان، رهبران اولیه هدایت فکری، اعتقادی و عاطفی جامعه هستند اما حضور زنان در اجتماع باید  بر محور اصول و آداب و قوانین و روابط خاصی تنظیم شود .

۹ نظر موافقین ۲ مخالفین ۱
محمد پورابراهیم

زیارت پیامبر اکرم(صل الله علیه وآله)

 

پس از محرم و صفر و با آغاز ماه رحمت به وجود ولادت پیامبر اکرم (ص) دور جدید سفرهای عمره آغاز می شود. در این رهگذر آن چه را که در تجربه ی عمره ا ی به تجدید میثاق با خدای خود بر آمدم ، توفیق بندگی شد  که  حاصل سفر یادداشت هایی تحت عنوان غربت دل باشد که از منظر یک زائر است که به دغدغه های نگاه خویش بر این سفر رقم خورده است .

تلاش ساده ایست که کوشیده شده است تا در زیارت خویش همه ی دوستداران این سفر را همراه خویش کند تا همدلانه به نگاهی یکسو به پیشگاه حضرت محمد (ص)عرض سلامی باشد.

مهشید رضوی رضوانی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهشید رضوی

سه شاخص قرآنی برای شایسته سالاری

هر بار که تغییراتی کلان در عرصه­ ی مدیریت کشور رخ می­دهد، شایسته سالاری هم مطرح می­شود و در نهایت چندی دیگر به علت فقدان ساز و کار مناسب در فرآیند مدیریت نظام برای ضمانت شایسته­ سالاری (دست کم در ناحیه نظارت و اطلاع رسانی) ضرورت باز مطرح شدن آن را پیش می­آورد. در نخستین گام، نبود شاخص­ها و ملاکهایی علمی، دینی و حتی عرفی گاه منجر به انتخاب­هایی سلیقه ­ای و دم دستی شده و زیان آور بوده است. نوشته پیش رو در پی ارائه شاخص­های شایسته سالاری از قرآن کریم برای همه­ کارها در تمام سطوح و زمینه از قرآن کریم است که با عقل و عرف روزگار هم مطابقت دارد. در دو داستان از قرآن کریم هنگامی که از شایستگی برای انجام کار سخن گفته می­شود، چهار شاخص و ملاک برای شایستگی کارگزاران مطرح است:

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محی الدین قنبری

عرفان چیست؟

    عرفان نوعی از آگاهی و شناخت است. شناختی باطنی و دقیق که از راه تجربه ی بی واسطه ی چیزی به دست آمده است. برای مثال وقتی از شما پرسیده شود که آیا تعریفی برای شادی یا قدرت و توانایی دارید، ممکن است که نتوانید تعریفی کلاسیک و مدرسی از آنها بیان کنید، حال آنکه از کودکی آن دو را تجربه و درک کرده اید؛ ولی نمی توانید عبارات و الفاظی را برای انتقال معنای آنها به عنوان واسطه و معرّف استخدام کنید تا به کسی که شادی را تجربه نکرده بگویید که شادی چیست. چنین شناختهایی را می توان به تسامح شناختهایی باطنی و عرفانی دانست. اغلب، از دوران کودکی دستگاههای آموزشی شناخت ما را با تجربیات از ادراکات حسی و یا استفاده از واسطه های شناختی (تعاریف نظری) پرورده اند، با این همه همه ی انسانها در زندگی خود تجربیاتی از این نوع شناخت های بی واسطه و وجودی را دارندبه عبارتی دقیق تر، عرفان رویکردی باطنی به هستی است. این گزاره، پیشفرضی را در خود دارد که هستی ظاهری دارد و باطنی و مواجهه ی انسان با وجه و جنبه ی باطنی هستی، شناختی از آن در او پدید می آورد که عرفان نام دارد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محی الدین قنبری

معرفی کتاب 2: هنجارها در سه کتاب مقدس دکتر مهدی محسنیان راد

«هنجارها در سه کتاب مقدس» کتابی است که دکتر مهدی محسنیان راد از اساتید برتر علوم ارتباطات در تابستان 1392 منتشر کرده است. این تحقیق با حمایت پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی (وابسته به وزارت علوم) طی چهار سال به همت استاد محسنیان­راد و گروهشان به خصوص دکتر حسام­ الدین آشنا به انجام رسید. پرسش اصلی تحقیق آن است که هنجارها (باید و نبایدهای) تورات، انجیل و قرآن چه شباهت­ها و تفاوت­هایی با یکدیگر دارند؟


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محی الدین قنبری

از میان فرهنگ با فرهنگ گفتن

نگاهی دیگر به مفهوم فرهنگ برای همقطاران فرهنگ

 

گامی جلوتر بیا   من به تو نزدیکم به اندازه ای که گویی تو  ام ولیکن تو نیستم! گامی جلوتر بیا تا بگویم از تو برای تو،در میان فرهنگ و از فرهنگ گفتن ، آن گاه که ترا از میان کتاب ها یا گفته ها ،نشست ها و...جست و جو می کنم، می کنم.آنگاه که در جستجویت  به هر کوی و برزن سر می کشم ، آری، آن گاه گویی ترا می شناسم ، چرا که به جستجویت آمده ام. پس ترا می شناسم. لیکن چون به تو می رسم ، از دستم می رهی و گویی نیافته ،رها می شوی و دگر بار می دانم که ترا نشناخته ام!                                                                                                                    

گامی جلوتر بیا.   تا بتوانم از تو برای تو باز گویم که برای باز گفتن تو به تو محتاج کلامم، گرچه خود کلامم، کلامی زنده که می تواند ترا به تو بازگوید. من که خود فرهنگم برای تو که فرهنگی باز می گویم. آری من که  فرهنگ زنده ام که چندی زیستن را آموخته ام، لیکن تو فرهنگی به تمام فرهنگ،در تمامی دوران گامی جلو تر بیا،  تا ترا به تو باز گویم ، از میان قالب ها و فرم ها که می شناسم و تو خود را به من بشناس از میان فرم ها و قالب های نا نوشته در هیچ کتاب ومکتب ! خودر ا به من بشناس نه از میان ، آن چه نوشته اند و خوانده شده ، قالب ها شد و ترا با آن اندازه زدند.چنان شد که ترا به حصارکشیدند!  بازگو.

باز گو خود را از میان آن چه هستی و در میان هستی! لیک به قالب ها درنمی آید و فرمها را می شکند .تو هر جا هستی ، آن گونه هستی که باز گفتنت را دشوار می کند. هر جا که رد پایی ار تو هست و تویی. در دانشگاه  ، باشگاه، سازمان یا ارگان، در شهر یا روستا ، در موزه یا تئاتر وسینما. گرچه در قعر زمین ، میان آثار به جا مانده از دوران تو یا بر فراز برجها ی بلند که میلاد شده است!در خانه ای یا کتابخانه ، میان مایی و از بیرون خود به ما می نمایی. در کلام استاد یا رهگذر کلاس فرهنگ. راه نما!                                                                                                   

بگذار باز گویم ترا از میان آنچه نشنیده شنیده ام ، از پس آن چه ندیده دیده ام. بگذار ترا باز گویم از میان آن چه هست ولی یافتنش نیست ، ناگزیر به اندازه ی خود، نه اندازه ی تو.                                                                               

تو معنای ارتباطی. میان همه ی عناصری که از خود به ما می شناسانی .

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
مهشید رضوی

قلعه های فرهنگی فرو می ریزند!

 

طرح مکرر و صادقانه برخی معضلات رفتاری و فرهنگی موجود از طرف یکی از مقامات ارشد این حوزه یعنی جناب آقای جنتی وزیر محترم فرهنگ و ارشاد ایران، نوید و امیدی نیک در رهایش و گشایش درهایی بسته و دردهایی گشاده است؛ این گونه سخنان، زمینه تأمل و بیان را برای اندیشمندان و فعالان این حوزه فراهم آورده و سطح آزادی بیان را افزایش خواهد داد و این خود به تنهایی کیمیاست. مقصود یادداشت حاضر نقد راهبرد «محدودسازی فرهنگی» نزد شماری از مدیران است که هنوز هم تصدی بسیاری دیگر از نهادهای فرهنگی را در اختیار دارند از یک سو و از سویی دیگر توجه دادن به راهبرد «مصون سازی فرهنگی» است. علی جنتی روز سه شنبه 26 آذر 1392 در پژوهشگاه فرهنگ هنر و ارتباطات گفته است که 71 درصد از مردم تهران از ماهواره استفاده می­کنند و کوشیده است با مثال­هایی مانند آنچه که در مقابله با ویدئو در دهه 60 انجام شدد به اشاره بگوید که با  رفتارهای سطحی محدود کننده و شکل­گرایانه ماچه بسا خود زمینه ساز بروز آسیب­هایی دیگر همچون «دروغگویی و ریاکاری» در حوزه فرهنگ و اخلاق مردم شویم.

۱. راهبرد «محدودسازی فرهنگی» گویی مبتنی بر این فرض­ها است که مردم خود قدرت تشخیص نیک از بد را ندارند یا آنکه تقوا و مقاومت در برابر ناشایست را از شایست ندارند و ممکن است به خودشان صدمه بزنند. این وظیفه حاکمیت است که با اعمال ولایت و مدیریت لازم آنها را از گزندها و آسیبها بازدارد. در این فرض باید و نبایدها در گذر زمان فراوانی گرفته و خطوط قرمز پررنگ­تر و تقابل بین محدودکنندگان و محدودشوندگان شدت پیدا می­کند. طرح مقولاتی همچون شکاف میان دولت-ملت، تهاجم یا شبیخون فرهنگی، از خودبیگانگی و غربزدگی و بالاخره پررنگ شدن تمایز هویت رسمی از هویت رنگ­باخته مردمی در این فضا طرح می­شود. این روند تاجایی پیش می­رود که حاکمیتی که با اکثریت مردمی به قدرت رسیده بود به تدریج بدنه مردمی خود را در حال ریزش دیده و چندی دیگر خود را در اقلیت می­بیند و به فکر مقاومت و حفظ ارزشهای خود در سنگرها و قلعه هایی تودرتو و امن از هرگونه دگرباشی و صورت بندی متمایز از قالبهای تعریف شده می افتد. این قلعه­ها از درون و بیرون نااستوار می­نماید. پس از اینکه اکثریت را همراه خود ندید، آزادی ها را محدود کرده، از هویت رسمی مطلوب خود به اکثریت نمایی پرداخته و ناگزیر از تمرکز بر گفتمان رفتاری خود و کنترل شدید و امنیتی کردن حوزه فرهنگ و به تبع آن دیگر حوزه های حاکمیتی شده است. این فضا ریزش ها و دگرسازی­ها را به نحوی فزاینده شدت داده و خلاقیت، تولید و رقابت را از جامعه می­گیرد و در نهایت به فرض بقای حاکمیت منجر به پرسش­هایی جدی از کارآمدی و واقع بینی و پاسخگویی ایدئولوژی حاکم می­شود. شاید این جمله از مارکس (1818-1883م) در اینجا مناسب باشد که «هرآنچه که سخت و استوار است، دود شده و به هوا خواهد رفت!» چنانکه خود اتحاد جماهیر شوروی با آن عظمت و اراده آهنین به آن دچار شد.

castle

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
محی الدین قنبری